بازسازی پالئوهیدرولوژی و پالئواکولوژی دریاچه ی ارومیه در کواترنری (با مطالعه ی پادگانه های دریاچه ای)

نوع مقاله : پژوهشی

نویسندگان

1 مدیریت زمین‌شناسی دریایی

2 استاد دانشکده‌ی جغرافیا، دانشگاه تهران

3 استادیار پژوهشکده‌ی علوم زمین

4 دانشیار دانشکده‌ی جغرافیا، دانشگاه تهران

چکیده

در سال‌های اخیر، با اجرای برنامه‌های سدسازی گسترده بر روی رودخانه‌های اصلی، وقوع خشکسالی‌های هیدرو اقلیمی چند (دهه) گذشته و به دلیل تبخیر زیاد منابع آبی، وسعت دریاچه ارومیه کاهش یافته است. علاوه بر آن میزان شوری دریاچه ارومیه نیز به 650 میلی گرم در لیتر افزایش یافته است. با توجه به این شرایط هیدرولوژیکی هیچ موجود زنده ای نمیتواند در دریاچه ارومه زندگی نماید. اطلاعات بسیار زیادی در رابطه با خصوصیات شیمیایی کنونی آب دریاچه ارومیه وجود دارد،  ولی دانسته های ما در رابطه با شرایط دیرینه هیدرولوژیکی و زیستی آب این دریاچه و میزان شوری آن در گذشته و به خصوص در کواترنری بسیار اندک است. بررسی پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه، تحولات و تغییرات ارتفاعی آن‌ها و همچنین تغییرات خصوصیات زیست چینه شناسی آن‌ها یکی از بهترین شواهد در تشخیص بهتر ماهیت گذشته این دریاچه است. گاستروپودا، استراکودا، فرامین فرا و همچنین دو کفه ای پوسته های صدف غالب در رسوبات پادگانه های دریاچه ای می‌باشد. با تعیین جنس و گونه های هر یک از خرده‌های صدف‌ همچنین بررسی شرایط محیطی در زمان شکل گیری این پادگانه ها نسبت به باز سازی شرایط هیدرولوژیکی و همچنین اکولوژیکی دریاچه ارومیه اقدام گردید. نتایج این بررسی نشان می‌دهد، ویژگی‌های شیمایی آب دریاچه ارومیه در زمان تشکیل بسیاری از پادگانه های دریاچه ای بر خلاف شرایط کنونی، بسیار متفاوت و لب شور تا شیرین بوده است. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Reconstruction of Urmial Lake’s Paleohydrology and Paleoecology in Quaternary By Studying Lake Terraces Biostratigraphy

نویسندگان [English]

  • Alireza Salehipour Milani 1
  • Mojtaba Yamani 2
  • Ebrahim Mogimi 2
  • Rziye Lak 3
  • Maksour Jafarbeiglou 4
چکیده [English]

Alireza Salehipour Milani[1]
Mojtaba Yamani[2]*
Mansour Jafarbeiglou[3]
Raziye Lak[4]
Ebrahim Mogimi[5]
Abstract
During recent years, with the construction dam on main rivers, the occurrence of hydroecological drought during the last decades, and high evaporation of water reservoirs, the extent of the Urmia Lake has considerably decreased. Besides, salinity rate has increased to 650 milligram per liter. According to this hydrological situation organism cannot live in the Urmia Lakes. There is a lot of information about current chemical characteristics of Urmia Lake but we don’t have sufficient information about paleo hydrology and paleo salinity of the Lake especially in Quaternary. Investigation of The Urmia Paleo Lake terraces, their evolution and changes in elevations and changes in biostratigarphy characteristics are evidences for paleo environments of this lake. Dominant shell fragments of the Urmia Lake terraces are Gostropoda, Ostracoda, Foraminifera and Bivalves. In this study, type and spacious of shell fragments are investigated and the living environment situations of the organisms during formation of each lake terraces are determined. Using biostratigraphic study results and correlation between these environmental changes with elevation changes of lake terraces, Hydrological and ecological situations of The Urmia Lake during Quaternary was reconstructed. The results of biostratigraphy shows, in contrast to the current situation of water in the Urmia Lake (Hyper saline), most of the organisms lived in brackish and fresh water during formation of the lake terraces.



[1]- Ph.D in Marine Geology Management; Geological Survey of Iran.


[2]- Professor in Geogarphy University of Tehran (Corresponding author, Email:myamani@ut.ac.ir.


[3]- Professor in Geogarphy University of Tehran.


[4]- Associate Prof. of Research Institure for Earth science Geological Survey of Iran.


[5]- Expert of Geological Survey of Iran.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Urmia lake
  • Lake Terrace
  • Paleoecology
  • Lake level Fluctuations

مقدمه

فرایندهای ائوستاتیکی منجر به نوسانات سطح آب دریاچه‌ها در اثر تغییرات حجم آب شده و در نتیجه‌ی آن در خطوط ساحلی، پس‌روی[1] و پیش­روی‌ها[2] به­وقوع می‌پیوندد (آهنرت[3]، 1996). بررسی رسوبات پادگانه‌های دریاچه‌ای ما را در تشخیص ماهیت این پادگانه‌ها یاری می‌نماید، وجود مجموعه‌هایی از فسیل‌ها دلالت بر ماهیت دریاچه‌ای این محیط‌های رسوبی دارد. در رابطه با بحث زیست چینه­شناسی پادگانه­های دریاچه­ای ارومیه تنها دو مطالعه بر روی تعداد محدودی از پادگانه­های دریاچه­ای ارومیه انجام گرفته است. مغفوری مقدم (۱۳۷۱)، در پایان­نامه­ی خود با موضوع فسیل­شناسی تعدادی از پادگانه­های دریاچه­ی ارومیه را در بین روستای گلمانخانه و بندر گلمانخانه در شرق ارومیه، کوه قهرمان­لو و برش کچه­باشی و قره­ضیا، جنس و گونه­ی تعدادی از پوسته­های صدفی موجود در پادگانه­ها را بررسی نموده است. در این تحقیق گونه‌هایی از استراکد و گاستروپود در رسوبات پادگانه­های دریاچه­ای شناسایی و محیط زیست دیرینه­ی آنها بررسی شده است. صبوری (۱۳۸۸)، برش کچه­باشی را مورد مطالعه قرار داده و سن آن را با استفاده از کربن ۱۴، ۴۶۰۰۰ سال برآورد نموده است.

استفاده از شواهد رسوبی موجود در خطوط ساحلی قدیمی و پادگانه­های این دریاچه می‌تواند ما را در درک بهتر شرایط زیستی این دریاچه یاری نماید. انواع فسیل‌ها و میکروفسیل‌ها از جمله، استراکد، گاستروپود، دوکفه‌ای و فرامین­فرا جزو رسوبات دریاچه­ای هستند. استراکدها در شاخه­ی آرتروپودا[4] و زیرشاخه­ی کراستازیا[5] قرار دارد. استراکدها دارای تنوع اکولوژیکی بالایی هستند، آنها قادر به زندگی در آب‌های شیرین، لب‌شور، شور و بسیار شور می‌باشند (بورسما و هاگ، 1998). حتی بعضی از آنها با زندگی در محیط‌های تقریباً خشک مانند خاک‌های مرطوب یا زندگی روی برگ درختان نیز سازگاری دارند (آرمسترانگ و برزیر[6]، 2005). استراکدهای دریازی قادرند از اعماق کم تا زیاد (حدود 2800 متر) زندگی کنند (مور، 1961). اغلب گونه‌های استراکد در اندازه‌های میکروسکوپی‌اند (5/1-4/0 میلی­متر)؛ اگرچه بعضی انواع آب شیرین بزرگ‌تر بوده و به 30 میلی­متر نیز می‌رسند. از استراکدها در بیواستراتیگرافی و تشخیص محیط دیرینه استفاده شده و در تعیین خطوط ساحلی دریاهای قدیمی نیز به عنوان یک شاخص مهم و ارزشمند کاربرد دارند. اگرچه این گروه فسیلی معمولاً برای تطابق در مقیاس جهانی قابل استفاده نیستند، اما می‌توانند برای تطابق در مقیاس منطقه‌ای مفید واقع شوند (بات و رابینسون[7]، 1978). استراکدها در تعیین میزان شوری دیرینه و تشخیص نوسانات خطوط ساحلی دریاهای قدیمی بسیار مفیدند. حتی از آنها می‌توان به­عنوان شاخصی برای تعیین آب‌ و هوای گذشته استفاده کرد؛ زیرا هم تنوع و فراوانی بالایی دارند و هم بین نحوه‌ی توزیع آنها و دما ارتباط بسیار قوی برقرار است (دکر[8] و همکاران، 1988). رده­ی گاستروپودها در شاخه­ی نرم‌تنان[9] قرار دارد. بیشتر گاستروپودها صدف آهکی دارند، ولی برخی از آنها فاقد اندام‌های سخت می‌باشند. صدف ممکن است به صورت مخروط مستقیم یا پیچیده دیده شود. فرامین­فرا یکى از مهم‌ترین شاخه‌ها در ابرشاخه‌ی ریتاریا[10] است که اهمیت بسیار زیادى در مطالعات زیست چینه‌ای دارد. بیشترین میزان تراکم تجمع زیستی فرامین­فراها مربوط به مناطقی از دریا با شوری متوسط 35 در هزار است. در صورتی که این میزان تراکم در محیط‌های با شوری کمتر (آب‌های لب‌شور و شیرین مانند دریاچه‌های آب شیرین و مرداب‌ها) یا مناطقی با شوری بالاتر مانند خلیج‌های بسته و دریای شور به شدت کاهش می‌یابند. بررسی تأثیر تغییرات شوری بر روی جنس آمونیا نشان می‌دهد با کاهش میزان شوری اندازه­ی صدف و همچنین ضخامت دیواره­ی کربناته کلسیم در پوسته­ی آن به شدت کاهش می‌یابد. اندازه­ی فرامین­فراها معمولاً کمتر از 1 میلی­متر است؛ ولی در بعضی موارد بزرگ‌تر هستند. اندازه­ی بزرگ‌ترین گونه‌ها به 20 سانتی‌متر نیز می‌رسد. دوکفه‌ای‌ها از جانداران آبزی هستند که استعداد اتصال به این نوع بسترها را توسط رشته‌های بیسوس یا چسب سیمانی در خود دارند (بروسکا[11]، 2003). از طرف دیگر فیلتر کردن آب توسط دوکفه‌ای‌ها موجب حذف حجم زیادی از آلودگی‌ها و عناصر شیمیایی آب و تبدیل آنها به مواد آلیدر پیکر و گوشته می‌شود (جورجینسون[12]، 1990). حضور این میکروفسیل‌ها در مناطق حاشیه­ی این دریاچه و در ارتفاعات بالاتر در درون رسوبات دریاچه­ای، علاوه بر اینکه نشان­دهنده­ی تغییرات سطح آب دریاچه است، شرایط محیطی که این موجودات در گذشته در آن زندگی می‌کردند، را نشان می‌دهند و با بررسی و مقایسه آنها با شرایط کنونی این دریاچه می‌توان تحولات هیدرولوژیکی و اکولوژیکی دریاچه­ی ارومیه را بازسازی نمود. از این­رو هدف این تحقیق تفسیر شرایط محیطی گذشته دریاچه‌ی ارومیه با استفاده از شواهد فسیلی موجود در پادگانه­های دریاچه­ای آن است.

 

 

منطقه­ی مورد مطالعه

دریاچه­ی ارومیه در شمال غربی ایران و در منطقه­ی آذربایجان، بین مختصات′07°44 تا ′53 °47 طول شرقی و′40 °35 تا ′30 °38 عرض شمالی واقع شده است. این دریاچه در پست­ترین فرونشست آذربایجان قرار دارد که اطراف آن را کوه­های مرتفع با ارتفاع بیش از 2000 متر فرا گرفته است و به ­وسیله­ی بخش شمالی کوه­های زاگرس، دامنه­ی جنوبی کوه سبلان و دامنه­های شمالی، غربی و جنوبی کوه سهند احاطه شده است (شهرابی، 1372). دریاچه­ی ارومیه، بزرگ‌ترین دریاچه­ی داخلی ایران و دومین دریاچه­ی آب شور دنیا است. عمق متوسط دریاچه 6 متر و حداکثر عمق آن 13 متر است. سطح آن نسبت به سطح آب دریاهای آزاد، حدود 1300 متر بالاتر است. مهم‌ترین رودخانه‌های دریاچه، جیغاتی (زرینه‌رود)، تاتائو (سیمینه‌رود)، سویوق بولاق­چای (مهابادچای)، گادارچای، باراندوزچای، شهرچای، روضه‌چای، نازلو‌چای، زولاچای، تسوج‌چای، آجی‌چای و صوفی‌چای می‌باشند. آجی‎چای از رسوب‎های نمکی نئوژن شرق تبریز عبور می‎کند و مقدار قابل ملاحظه‎ای نمک به دریاچه حمل می‌کند (آقانباتی، 1385). در سال‌های اخیر، با اجرای برنامه‌های سدسازی گسترده بر روی رودخانه‌های اصلی، وقوع خشکسالی‌های هیدرو اقلیمی چند دهه‌ی گذشته و تبخیر زیاد منابع آبی، وسعت دریاچه کاهش یافته، در نتیجه خطوط ساحلی دست­خوش تغییرهای قابل توجهی گشته است. شکل (1) تغییرات حداقل و حداکثر تراز آب دریاچه بین سال‌های 1967 تا 2014 را نشان می‌دهد. متوسط ارتفاع سطح آب دریاچه در سال 1967 معادل 1274 متر بوده که در سال 1995 تا 1279 متر (5 متر) افزایش یافته بود. در این سال بیشتر تأسیسات موجود در سواحل دریاچه به زیر آب رفت. پس از این تاریخ، سطح آب دریاچه به­شدت کاهش یافت شکل (1). آمارها نشان می‌دهد از سال 1995 تاکنون تراز آب دریاچه­ی ارومیه سیر نزولی داشته به­طوری که در آگوست 2009 به سطح 4/1271 متر از سطح آب‌های آزاد رسیده است که این میزان 7/2 متر کمتر از سطح تراز اکولوژیک، 9/6 متر کمتر از تراز حداکثری و 3/4 متر کمتر از متوسط درازمدت 40 ساله آن است. البته با توجه به بارندگی‌های زمستان 1388 و بهار 1389 سطح آب دریاچه بالا آمده و به ارتفاع 92/1271 متر افزایش یافت. تا سال 2014 نیز روند کاهش ادامه یافته و سطح آب دریاچه به 1270 رسیده 33/ است

 

شکل (1) نوسانات سطح تراز آب دریاچه­ی ارومیه متر 2014-1966 (1345- تیر 1393)

صالحی­پور (1389)، در یک دوره­ی زمانی ۳۵ ساله (۲۰۱۱-۱۹۷۶) با استفاده از داده‌های ماهواره‌ای لندست MSS، TM ETM در شش دوره­ی زمانی ۱۹۷۶، ۱۹۸۹، ۲۰۰۰، ۲۰۰۶، ۲۰۰۹، ۲۰۱۰، ۲۰۱۱ به پایش تغییرات خطوط ساحلی دریاچه­ی ارومیه پرداخته است. با بررسی تصاویر ماهواره‌ای مشخص شد که وسعت دریاچه در شهریور سال ۲۰۱4 حدود 4740 کیلومتر مربع نسبت به سال ۱۹۸۹ کاهش یافته است و مساحت آن به 750 کیلومتر مربع رسیده است. میزان نمک‌های محلول در آب دریاچه از 217 تا 280 گرم در لیتر متغیر است (طلوعی، 1375). نوع شوراب دریاچه‌ی ارومیه سدیم (کلسیم) و کلرید (سولفات) است (مهاجر باوقار، 1376). آب دریاچه حاوی مقادیر بالایی از یون­های مختلف می­باشد که شوری آب آن را به بیش از 350 گرم در لیتر می­رساند (شکل 2). کمترین شوری در فصل بهار (217 گرم در لیتر) به دلیل ورودی آب زیاد و بیشترین شوری در اواخر تابستان و اوایل پاییز (350 گرم در لیتر) است (صالحی­پور و همکاران، 1389). تغییرات شوری دریاچه در شکل 2 مشاهده می‌شود. از سال 1995 که سطح آب دریاچه­ی ارومیه در بالاترین ارتفاع خود در طول دوره­های آماری ثبت شده قرار داشته است، میزان شوری به پایین‌ترین میزان کاهش می‌یابد و به حدود 250 میلی­گرم در مترمکعب می‌رسد. پس از آن به تدریج با کاهش سطح آب دریاچه تا سال 2010، میزان شوری نیز افزایش یافته است به­صورتی که به بالاترین میزان ثبت شده یعنی 650 میلی گرم در مترمکعب افزایش می‌یابد. با کاهش سطح آب دریا و کاهش سطح تراز دریاچه، میزان شوری افزایش می­یابد.

 

شکل (2) منحنی تغییرات شوری آب دریاچه­ی ارومیه طی دوره 16 ساله (1995-2010)

مواد و روش­ها

قبل از انجام مطالعات میدانی، موقعیت احتمالی پادگانه‌های دریاچه­ای بر روی تصاویر ماهواره­ای و نقشه­های توپوگرافی مشخص گردیده، با استفاده از تکنیک‌های GIS و RS موقعیت مناطق احتمالی حضور پادگانه‌های دریاچه‌ای بر روی تصاویر ماهواره­ای بازسازی شد. در بررسی‌های میدانی پادگانه­های دریاچه­ای شناسایی شد و به­صورت اولیه لایه­های رسوبی آنها مورد بررسی قرار گرفت. از آنجا که دقت جی­پی­اس­های از نوع دستی کم است، از این­رو، به­منظور یافتن موقعیت جغرافیایی و ارتفاع دقیق پادگانه‌ها از GPS دوفرکانسه استفاده شد. این پادگانه­ها حاوی میکروفسیل‌های متعددی از جمله گاستروپود، استراکد، فرامین­فرا و همچنین دوکفه‌ای هستند؛ از این­رو، بـه­منظور بررسـی شـواهد از لایه­های مـتعدد رسـوبی در هـر پادگانـه نـمونه­برداری شد. میکروفسیل‌های موجود در رسوبات پادگانه‌های دریاچه­ای ارومیه با هدف تعیین جنس، فراوانی و تغییرات آنها در چینه­بندی لایه­های رسوبی و همچنین تعیین شرایط زیستی در زمان تشکیل پادگانه­های دریاچه­ای بررسی گردید. از رسوبات دانه­بندی شده است در فراکسیون‌های 63، 125، 250، 500، میکرون و 1 و 2 میلی­متر استفاده گردید. در این مطالعه ابتدا با استفاده از بینوکولار مدل Nikon میکروفسیل‌های موجود در رسوبات شناسایی و تفکیک گردید. ابتدا جنس اصلی میکروفسیل‌ها از جمله استراکد، گاستروپود و فرامین­فرا با استفاده از میکروسکوپ تشخیص داده شد. در این مرحله در مجموع فسیل‌های بیش از 600 فراکسیون مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت. علاوه بر میکروسکوپ بیناکولار به­منظور تصویربرداری بهتر و بالا بردن دقت شناسایی فسیل‌ها از میکروسکوپ الکترونیکی رویشی (SEM) استفاده گردید.


بحث ونتایج

پادگانه­های دریاچه­ای ارومیه

در بررسی‌های میدانی تعداد 24 پادگانه­ی دریاچه‌ای در رسوبات کواترنری حاشیه­ی دریاچه­ی ارومیه شناسایی و بررسی گردید (شکل، 3 و 4). از نظر پراکندگی، بیشترین گستره­ی پادگانه‌های دریاچه‌ای به­ ترتیب در بخش جنوبی، میانی و شمالی مشاهده می‌شود. از لحاظ فاصله طولی از خط ساحلی کنونی، تعدادی از پادگانه‌ها در فاصله‌ی کمی از ساحل قرار گرفته‌اند؛ ولی پادگانه‌هایی همانند پادگانه­ی بوکان (۷۲ کیلومتر)، مهاباد (۴۵ کیلومتر) و میاندوآب (۶۵ کیلومتر) با خط ساحلی کنونی (سال 1393) فاصله دارند که نشان‌دهنده­ی گسترش بسیار زیاد پهنه­ی آبی دریاچه­ی ارومیه در گذشته است. از لحاظ ارتفاعی کم ارتفاع‌ترین پادگانه در جزیره­ی اسلامی (۱۲۹۷ متر) و مرتفع‌ترین پادگانه در دمیرچی (با ارتفاع ۱۳۶6 متر) قرار دارد و اختلاف ارتفاعی بین این پادگانه‌ها بیش از 70 متر است. بیشترین تراکم پادگانه‌ها به ترتیب در ارتفاع ۱۳۲۰-۱۳۴۰ با ۱0 پادگانه، ۱۳۲۰-۱۲۹۷ متر (۶ پادگانه) و بیش از ۱۳۶۰ متر (3 پادگانه) است. با توجه به نتایج حاصل از مشاهدات و برداشت‌های میدانی، حداقل تعداد ۸ سطح ارتفاعی را می‌توان برای پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه در نظر گرفت (جدول 1). سطوح تمامی پادگانه‌ها را با در نظر گرفتن ارتفاع کنونی سطح آب دریاچه (۱۲۷۰ متر) می‌توان از لحاظ ارتفاعی در سطوح ارتفاعی ذیل طبقه­بندی نمود.

جدول (1) سطح‌بندی ارتفاعی پادگانه‌های کواترنری دریاچه‌ای ارومیه

ارتفاع پادگانه از سطح کنونی دریاچه­ی ارومیه (1370 متر) به متر

نام پادگانه‌ها

۳۰-۲۰

جزیره­ اسلامی 1

۳۰-۴۰

خانه‌ برق 1

۴۰-۵۰

جزیره­ اسلامی 3، ملکان 3، ملکان 4، ملکان 5

۵۰-۶۰

بوکان 1، قزل قپی، میاندوآب 3، ملکان 1، قره­ضیا، بیگلو 1، نقده 1

۶۰-۷۰

جزیره اسلامی 2، میاندوآب 1، قهرمان­لو 1، کچه­باشی

۷۰-۸۰

میاندوآب 3، زنبیل­داغی 1

۸۰-۹۰

سلماس 1

۹۰-۱۰۰

ملکان 1، تسوج 3، دمیرچی 1

 

شکل (3) موقعیت پادگانه­های دریاچه­ی ارومیه

 

B

 
 

       شکل (4). A: پادگانه­ی دریاچه­ای جزیره­ی اسلامی،                  B: فراوانی دوکفه­ای­ها در رسوبات دریاچه­ای پادگانه­ی خانه­ی برق

 

 

زیست چینه­شناسی پادگانه­های دریاچه­ای ارومیه

در مطالعاتی که بر روی میکروفسیل‌های رسوبات پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه انجام گرفت، انواع فسیل‌ها از جمله، استراکد، گاستروپود، دوکفه‌ای و فرامین ­فرا شناسایی گردید؛ که در ذیل به بررسی آنها پرداخته می‌شود.

1ـ استراکدهای پادگانه‌های دریاچه­ی ارومیه

در دریاچه­ی ارومیه سه گروه شاخص استراکد شناسایی شد که عبارتند از سیپریدا[13]، کندونیدا و ایلیوسیپریس.

الف: سیپریدیدا

این خانواده یکی از فراوان‌ترین گونه‌های استراکد در پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه است، سیپریدا متنوع‌ترین گروه استراکدهای آب‌های شیرین است (رابین، 2011). این گروه شامل 1000 گونه است که تقریباً شامل 50 درصد استراکدهای آب‌های شیرین است (سایر گونه‌ها شامل کندونیدا[14] با 25 درصد و لیمنوسیتریدا[15] با حدود 10 درصد)، (کوئن، 2008). بسیاری از سیپریدا­ها در آب‌های موقتی ظاهر می‌شوند و تخم‌های آنها در شرایط خشک نیز حفظ می‌شوند و قابلیت شنا کردن دارند (هور نو مارتین، 1998). این گونه در اکثر رسوبات دریاچه­ای پادگانه­های دریاچه­ای ارومیه مشاهده می‌شود.

ب - گونه­ی سیپریدیس تراروزای[16]

سیپریدیس تراروزای یکی از غالب‌ترین گونه‌های استراکد کفزی در مناطق ساحلی کم‌عمق لب‌شور دریای بالتیک به­شمار می‌آید (هرمان و هیپ، 1998). طول بدن سیپریدیس تراروزای بالغ بر 1 میلی‌متر است (هرمان و هیپ، 1998). این فسیل همچنین در محیط‌های دریایی و محیط‌های آب‌های لب‌شور مراکش نیز مشاهده ‌شده است. در مطالعاتی که بر روی شرایط زیستی سیپریدیس تراروزای آب‌های لب‌شور انجام شده بود (هیپ، 1976)، مشاهده گردید آنها در دمایی بین 7 تا 16 درجه­ی سانتی‌گراد زندگی می‌کنند. این استراکد همچنین در رسوبات سطحی دریاچه­ی سوان ارمنستان نیز مشاهده‌ شده است (ویکینسون و گولاکیان[17]، 2010). این­گونه تقریباً در تمامی پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه به­خصوص زنبیل­داغی، کچه­باشی، نقده و مهاباد، مشاهده می‌شوند (شکل، C5(.

پ: کندونیدا

این جنس در خانواده­ی کندونیدا[18] و زیرخانواده­ی کندونینی[19] قرار دارد و در پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه به خصوص پادگانه­ی قره­ضیاء و جزیره­ی اسلامی 3 به وفور قابل مشاهده است. این گونه نیز مختص به آب‌های لب‌شور دریاچه‌ها است. همان‌طور که در شکل (D5)، مشاهده می‌شود، گونه‌های مختلف کندونا از جمله، کاندونا رنونسیس، کاندونا نگلکتا[20] و گرو مانیانا تونر[21]در رسوبات دریاچه‌ای ارومیه حضور دارند. بیشترین فراوانی این رسوبات در پادگانه­های دریاچه­ای دمیرچی، زنبیل­داغی، سلماس مشاهده می‌شود.

 

شکل (5) A: استراکد کاندونا رنونسیس در پادگانه­ی دریاچه‌ای قره­ضیا. B: استراکد کاندونا نگلکتا در پادگانه­ی دریاچه‌ای قره­ضیا، C: استراکد سیپریدیس تراروزا در پادگانه­ی دریاچه‌ای زنبیل­داغی D: استراکد گرو مانیانا تونر در پادگانه­ی دریاچه‌ای قره­ضیا

 2- گاستروپودا [22]

رده­ی گاستروپودها در شاخه­ی نرم‌تنان[23] قرار دارد. بیشتر گاستروپودها دارای صدف آهکی بوده، برخی هم فاقد اندام‌های سخت می‌باشند. صدف ممکن است به­صورت مخروط مستقیم یا پیچیده دیده شود. تقریباً در تمامی پادگانـه‌های دریاچه‌ای ارومیه گاستروپودها حضور دارند. ولی اندازه­ی آنها بین 500 میکرون تا 2 میلی­متر متغیر است. دو جنس اصلی که در بررسی‌ها مورد شناسایی قرار گرفت، عبارتند از هیدروبیا و بیتینیدا.

الف - هیدروبیدا[24]

خانواده­ی هیدروبیدا یک عنوانعمومی برای گاستروپودها است، که خانواده­ی بسیار گسترده‌ای از گاستروپودهای آب شیرین و لب‌شور را شامل می‌شوند. هیدروبیدا گاستروپودهای‌ کوچک و ریزی هستند که پوسته آنها دارای طولی بیش از 8 میلی­متر است. صدف‌های صافی هستند که به غیر از خطوط رشد شکل دهنده‌ی لبه خارجی، معمولاً هیچ نقش و نگاری ندارند. بدنه­ی صدف دارای مشخصات کمی است از این‌رو به سختی می‌توان آنها را به­صورت سیستماتیک طبقه­بندی نمود. این سختی به واسطه­ی تغییرات در خصوصیات داخلی مخصوص آنها است. گونه‌های صدف‌ها در این خانواده از پلانیسپیرال تا دوکی متفاوت است. صدف ممکن است یک ناف باز یا بسته داشته باشد و ضخامت آن ممکن است از یک پوسته­ی نازک تا یک پوسته کاملاً سخت متفاوت باشد. پوسته ممکن است شفاف یا  به رنگ شاخ[25] و یا بی‌رنگ باشد. تعداد حلقه‌های پوسته بین 2 تا 8 متغیر است. تمام دریچه­ی آنها سینوسی است که از یک طریق کانال سیفونی قطع‌ شده است (کابات[26] و هرسلر، 1993). گونه‌های اکروبیا ونتوروزا[27]، هیدروبیا اکیوتا[28]، اکروبیا گریمی[29]، اکروبیا ترانکاتا[30] و  پسودومینوکلا ساب پیسینالیس[31]  این خانواده در رسوبات دریاچه‌ای به وفور یافت می‌شوند.

ب- اکروبیا ونتوروزا

اینگونه متعلق به جنس اکروبیا و خانواده­ی هیدروبیدا است. اکروبیا ونتوروزا در آب‌های لب‌شور، خورها، لاگون­ها و محیط‌های دریایی مشاهده می‌شود (دراک و آریاس، 1995). هیدروبیا از رسوبات تغذیه می‌کنند و ذرات رسوب را می‌خورند و بر روی سطوح سخت چرا می‌کنند و همانند ماکروفیت­ها[32] از میکروارگانیزم­ها تغذیه می‌کنند (گگازاگراندا، 2005). دمای آب به میزان زیادی بر روی میزان رشد گونه‌های هیدروبیا تأثیر می‌گذارد (دراک و آریاس، 1995). (فریپوواند و ریل، 2009) به این­گونه از گاستروپود به عنوان گاستروپودهای آب‌های لب‌شور اشاره داشته‌اند. اکروبیا ونتوروزا دارای خطوط ظریفی و 5 تا 7 دوک[33] محدب هستند که دوک آنها کمی محدب‌تر از هـیدروبیا نگلکتا[34] است. صـدف‌های کوچک‌تر دارای 5 دوک هستند و

سیلندرهای آنها کمی، کمتر از هیدروبیا نگلکتا است. در فیوردها و آب‌های ساحلی، خورها، رودخانه‌هایی که به دریا می‌ریزند، در دانمارک با شوری در حدود 6/0 تا 2 درصد، در بریتانیا با شوری 5/0 تا 5/2 درصد، کم ‌و بیش به زیر آب رفته و از آن بیرون می‌آیند، بر روی گل‌ها یا در پوشش‌های گیاهی دریایی زندگی می‌کنند (مو، 1963). این صدف­ها در بسیاری از پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه به­خصوص نقده و کچه­باشی به چشم می‌خورند (شکل، A6).

پ - هیدروبیا اکیوتا

گونه‌ای بسیار کوچک از جنس هیدروبیا است. این گاستروپود آب لب‌شور با یک آب­شش و یک سر پوشک گاستروپود مولاسی آبزی است و در خانواده­ی هیدروبیدا قرار دارد. اینگونه در آب‌های کم‌عمق لب‌شور و لاگون­های و خورها و دریاچه‌های داخلی یافت می‌شود (بیرتون، 1985 و پانتازیدو و همکاران، 2006). این گونه نیز در بسیاری از پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه به­خصوص در پادگانه­ی میاندوآب 1 و کچه­باشی به چشم می‌خورند(شکل، B و C6).

ت- اکروبیا ترانکاتا

اکروبیا ترانکاتا از جنس اکروبیا که معادل گونه­ی هیدروبیا توتینی است، گونه‌ای از گاستروپودهای بسیار ریز و از خانواده­ی هیدروبیدا است (ابوت، 1974). حداکثر طول صدف 5/8 میلی­متر ثبت شده است. این­گونه در پادگانه­ی نقده به وفور یافت می‌شود.

- پسودومینوکلا ساب پیسینالیس

پسودومینیکولا از گاستروپودهای کوچک مربوط به آب‌های لب‌شور، با یک سرپوش و از خانواده­ی هیدروبیدا هستند (بوچت، 2014). پسودومینیکولا متعلق به زیرخانواده‌ی پسودومینیکولینا[35] است. گونه­ی پسودومینیکولا ساب پیسینالیس[36] در نمونه‌های گاستروپود دریاچه­ی ارومیه به­ خصوص میاندوآب 3 قابل مشاهده است (شکل، F6).

ب - بیتینیدا

بیتینیدا خانواده‌ای از گاستروپودهای آب شیرین یا یک نرم‌تن آبزی است. صدف‌های ریز اغلب رنگی هستند. آن‌ها از طریق سرپوش آهکی‌شان شناسایی می‌شوند که یک بخش گرد بر روی سطح بالایی گرد دارند (پوندر و والکر، 2003). بیتینیدا عموماً در آب‌های در حال حرکت و پر قدرت تا عمق 45 متری زندگی می‌کنند. ولی در موارد استثنایی در عمق 15 متر نیز دیده می‌شوند. در بین گونه‌های بیتینیدا، گونه‌های پسودو بیتینیدایلدریمی[37]، گابیلا هومروسا کیوونسیس[38]، دیگنوستوما ترانکتوم[39]، قابل‌تشخیص است (شکل، 7).

 

شکل (6) A: اکروبیا ونتوروزا در پادگانه­ی کچه­باشی، B و C: هیدروبیا اکیوتا در پادگانه­ی کچه­باشی، D :اکروبیا گریمی در پادگانه­ی دریاچه‌ای میاندوآب 1، E: پسودومینوکلا ساب پیسینالیس در پادگانه­ی دریاچه‌ای میاندوآب 3، F: هیدروبیا تتونی در پادگانه­ی دریاچه‌ای نقده

 ج - نریتیمورفا[40]

این گروه گاستروپود‌های خشکی­زی و دریازی و در بعضی موارد صدف‌های مناطق عمیق و همچنین صدف‌های آب‌های شیرین را شامل می‌شود. این شاخه درگذشته به­عنوان نریتوسپینا[41] شناخته می‌شده است. شاخه نریتنومورفا بر اساس تجزیه ‌و تحلیل تبار زایش[42] در یک دسته تقسیم‌بندی می‌شوند. با توجه به طبقه گاستروپودها (پوندر و لیندربرگ، 1997) نریتوسپینا بالا راسته‌ای[43] در زیررده­ی[44] اورتوگاستروپودا[45] است. بالا خانواده‌ی[46]پالئوتروچوئید[47] نتروسپینا است. این گاستروپود به ‌وسیله بوچت و روکای (2005) طبقه‌بندی و نریتیمورف­ها به ­عنوان شاخه­ی نرم‌تنان گاستروپود شناخته شد. نریتیدها[48] اسم عام نریته، یک خانواده از گاستروپود‌های آب شیرین است که دارای یک آب­شش[49] بوده و سرپوشی[50] مجزا دارد. نرم‌تنان گاستروپود آب‌های شیرین، لب‌شور و دریایی در رده‌ی نریتوئیدها قرار می‌گیرند. خانواده­ی نریتید شامل جنس‌های دریایی همانند نری تا[51]، جنس‌هایی همانند نری تینا[52] در آب‌های شیرین و جنس‌های آب‌های لب‌شور و شیرین همانند تئودوکسوس[53] است.

 

B

 

C

 

A

 

شکل  (7) A: پسودو بیتانیایلدریمی در پادگانه­ی نقده، B : تصویربرداری شده توسط SEM و C: گابیلا هومروسا کیوونسیس در پادگانه­ی زنبیل­داغی تصویربرداری شده توسط میکروسکوپ بیناکولار

- تئودوکسوس پالاسی[54](لیندهم، 1924)

این صدف معمولاً به رنگ خاکستری روشن با زیگزاک‌های تیره یا با رنگ زرد با الگوهای زیگزاک قهوه‌ای دیده مـی‌شود. رگه‌های زیـگزاک در بعضی موارد منقطع هستند و الگوی رنـگی آنها به ‌طور محلی تغییر مـی‌کند. این­گونه به ­واسطه­ی اندازه­ی کوچک‌تر و تا حدودی ارتفاع کمتر و به ­واسطه خط‌های زیگزاکی ظریف‌تر از تئودوکس فلاویتوس متفاوت است (شکل 8).

 

F

 

شکل (8)A  و :B گاستروپود تئودوکسوس پالاسی لینتوس در پادگانه­ی دریاچه‌ای کچه­باشی، C و D: گاستروپود تئودوکسوس پالاسی در پادگانه­ی دریاچه‌ای کچه­باشی، E و F: گاستروپود تئودوکسوس فلاویاتوس در پادگانه­ی دریاچه‌ای کچه­باشی

3- فرامین­فرا

سه جنس اصلی که در مطالعات پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه مورد شناسایی قرار گرفت عبارتند از آمونیا[55]، الفیدیم[56] و کریبرو الفیدیم[57]. تمامی این فرامین­فراها از نوع بنتیک هستند.

الف: جنس آمونیا   

جنس آمونیا یکی از عام‌ترین فرامین­فرا بنتیک است که در آب‌های کم‌عمق دریا و محیط‌های آبی لب‌شور زندگی می‌کنند (والتون و اسلون، 1990). یکی از شاخص‌ترین فرامین­فرا آمونیا در پادگانه‌های دریاچه­ی ارومیه، آمونیا باکاری است.

- گروه آمونیا باکاری

= گونه­ی آمونیا باکاری تپیا[58]

این­گونه از اواخر میوسن تا عهد حاضر مشاهده ‌شده است. آمونیا در عمق 35 سانتی‌متری و در شمال آمریکای شمالی در عمق 5 سانتی‌متری رسوب زندگی می‌کند (مورای، 2006). فرامین­فرا آمونیا باکاری فاقد ناف دو شاخه و دانه شیار یا شیار عمیق[59] است. آمونیا باکاری تپیا تمایل دارد حجره‌ی خود را در شوری‌های متفاوت بین 10 تا 45‰ بسازد (شکل 9) این­گونه در پادگانه‌های قزقلعه و جزیره­ی اسلامی 1 بیشترین فراوانی را دارد.

 

شکل (9)A  و B: گونه­ی آمونیا باکاری تپیا (لین، 1758)، تصویربرداری شده توسط میکروسکوپ بیناکولار، C و D: گونه­ی آمونیا اس پی، E، F، G و H: گونه‌های آمونیا باکاری در پادگانه­ی دریاچه‌ای قزقلعه، تصویربرداری شده توسط  SEM

ب: الفیدیم[60]

الفیدیم جنسی از خانواده­ی الفیدیدیدا[61] از فرامین­فراهای تک­یاخته‌ای است و یکی از فراوان‌ترین گونه‌ها در نزدیکی ساحل است. از منافذ بسیار ریز، ورقه‌ای، شعاعی یا کمی گرانولار، کلیوی، پلان اسپیرال چرخیده است. پیچش اینولوت یا حدوداً دارای پیچش با هفت تا بیست حجره در پیچش نهایی و احتمالاً یک نافی در هر طرف باشد. لبه‌ی برخی گونه‌ها تند یا دارای زاویه‌ی کناری و در بعضی موارد گرد شده‌اند. مشخص‌ترین اشکال شاید فرایندهای خلفی آنهاست که شکاف را به یکدیگر پیوند می‌زند. تقریباً در تمامی پادگانه‌های دریاچه­ی ارومیه فرامین­فرا مشاهده می‌شود.

ج: کریبرو الفیدیم

کریبرو الفیدیم در بسیاری از پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه از جمله دمیرچی، میاندوآب 1، کچه­باشی مشاهده می‌شوند (شکل، C، D و F10). دارای پوسته‌ای آزاد با پیچش پلان اسپیرال، اینولوت و دارای تعداد کمی حجره در هر دور پیچش، دیواره­ی آهکی و منافذ درشت، دهانه‌های متعدد به صورت منافذی در قاعده­ی آخرین حجره و سطح دهانه­ای است. شوری عامل مهم دیگری است که در توزیع گونه‌های مختلف فرامین­فرا بسیار مهم است. ولی گونه‌های الفیدیا شوری دوست هستند و توانایی تطابق خود را با شرایط مختلف شوری از لب‌شور تا بسیار شور دارند. برای مثال گونه‌های الفیدیا با دریاچه‌های فصلی در جنوب استرالیا هماهنگ شده‌اند. در برخی از دریاچه­ها به‌طور فصلی تغییرات شوری بسیار زیادی بر منطقه حاکم است(کن و دکر[62]، 1981). این دریاچه‌ها در زمستان به ‌وسیله‌ی باران تغذیه شده و در طول تابستان خشک می‌شوند. این­گونه حتی در آب‌های خیلی شور نیز زندگی می‌کنند (پیتر، 2011). کربیرو الفیدیم­ها در آب‌های شیرین منطقه‌ی رودخانه‌ی کویکئون گراند آرژانتین و در شوری کمتر از 0. 48 در هزار زندگی می‌کنند. این شرایط لب‌شور به واسطه مدهای بالای دریا است که به بالای رودخانه نفوذ می‌کند (بولتوفسکی[63]، 1968، رایت[64]، 1968) گونه­ی کریبرو الفیدیم گونتری[65] در محیط‌هایی با شوری پایین، در محیط‌های با شوری کم دلتای رودخانه فریزر[66] در بریتیش کلمبیا (1990، جانسون[67] و پترسون، 1992) و در آب‌های کم‌عمق لب‌شور (10 در هزار) در دلتای می­سی­سی­پی زندگی می‌کنند. در پادگانه­های دریاچه­ای ارومیه گونه­های الفیدیوم لایوه، الفیدیم لامفیدوم، کریبرو الفیدیم اکسکوتوم و کریبرو الفیدیم اوشنیسیز در بیشتر رسوبات دریاچه­ای پادگانه­های دریاچه­ای ارومیه به خصوص زنبیل داغی، جزیره­ی اسلامی 3 و قره­ضیا قابل مشاهده است.

 

شکل (10) A: الفیدیوم لایوه B: گونه­ی الفیدیم لامفیدوم در پادگانه­ی دریاچه‌ای میاندوآب 3C: کریبرو الفیدیم اکسکوتوم، D و E: کریبرو الفیدیم اوشنیسیز

 

A

 

4- دوکفه‌ای‌ها

دوکفه‌ای‌ها خانواده میتیلیدا[68]

میتیلدا خانواده‌ای از صدف‌های دوکفه‌ای آب‌های شور، نرم‌تنان دوکفه‌ای  ودر رده­ی میتیلویدا[69] قرار دارد. این رده تنها یک خانواده دارد و شامل 52 گونه است (بوچت، 2014). گونه‌های این خانواده در سرتاسر دنیا یافت می‌شوند ولی اغلب در دریاهای سردتر و در دارای ساحل سنگی در محدوده­ی جزر و مدی و محدود زیر جزر و مدی کم‌عمق شکل می‌گیرند. شکل عمومی پوسته دوکفه‌ای‌ها پوسته به هم چسبیده و لایه‌های آنها به هم چسبیده هستند. کفه‌ای‌های موجود در پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه غالباً از خانواده میتیلیدا هستند. از بین گونه‌های میتیلیداها، گونه­ی میتیلاستر لینتئوس[70] در رسوبات پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه شناسایی گردید (شکل 11).

 

B

 

A

 

    

شکل (11)  A: گونه­ی دوکفه‌ای میتیلاستر در پادگانه­ی دریاچه‌ای نقده، تصویربرداری شده توسط SEM، B: میکروسکوپ بیناکولار

- فراوانی میکروفسیل‌ها در پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه

به­منظور بررسی فراوانی پوسته­های صدفی در پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه ابتدا فسیل‌ها به چهار گروه گاستروپود، فرامین­فرا، دوکفه‌ای و استراکد تقسیم‌بندی شد. گاستروپودها به دو خانواده­ی (هیدروبیدیا و بیتینیدا و تئودوکسوس)، راسته­ی فرامین­فراها به دو خانواده­ی (الفیدیا و گونه­ی آمونیا)، دوکفه‌ای به خانواده­ی میتیلیدا و گروه استراکدها به گونه‌های سیپریدیس، کندونا تقسیم‌بندی شد. به منظور تعیین فراوانی صدف‌ها، رسوب‌های پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه (107 نمونه) در فراکسیون‌های 2 و 1 میلی­متر و همچنین فراکسیون‌های 500، 250 و 125 میکرون با استفاده از بیناکولار بررسی گردید. در این مرحله، در مجموع بیش از 600 فراکسیون رسوبی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت. بیش از 45000 فسیل و میکروفسیل مورد بررسی قرار گرفته و جنس و گونه­ی آنها تعیین گردید. همان‌طور که در جدول (2) مشاهده می‌شود، تمامی گونه‌های گاستروپود (هیدروبیا، بیتینیدا و تئودوکسوس) و دوکفه‌ای میتیلاستر در تمامی فراکسیون‌های رسوبی دیده می‌شوند. فرامین­فراهای الفیدیوم و آمونیا تنها در فراکسیون‌های 125، 250 و 500 میکرون دیده می‌شوند. هرچند فراکسیون‌های زیر 63 در این تحقیق مورد بررسی قرار نگرفت، ولی در این فراکسیون فرامین­فراها از میکروفسیل‌های غالب در پادگانه‌ها دریاچه‌ای ارومیه به­شمار می‌روند.

جدول (2) فراوانی میکروفسیل‌ها در فراکسیون‌های 125 میکرون تا 2 میلی‌متر پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه

نوع فسیل

125 میکرون

250 میکرون

500 میکرون

1 میلی متر

2 میلی متر

مجموع

هیدروبیا

38

174

810

1039

51

2166

بیتینیدا

479

761

788

97

39

2164

تئودوکسوس

19

14

11

111

354

495

سیپریدیس

777

2633

789

90

0

4289

ایلیوسیپریس

3840

4069

561

37

0

8507

کندونا

10

83

1

0

0

94

میتیلاستر

9244

6019

1859

1166

469

18857

الفیدیوم

4990

2926

136

0

0

8052

آمونیا

323

241

41

0

0

608

مجموع

19720

16906

4996

2594

913

45132

با توجه جدول 2 گونه‌های گاستروپود (هیدروبیا، بیتینیدا و تئودوکسوس) تقریباً در تمامی رسوبات پادگانه‌های دریاچه‌ای و تمامی فراکسیون‌های دانه‌بندی حضور دارند؛ از این‌رو می‌توان آنها را به عنوان شاخصه‌ی زیستی در زمان تشکیل پادگانه‌های دریاچه‌ای قلمداد نمود (شکل 12). استراکدها نیز به عنوان یکی از شاخص‌ترین میکروفسیل‌های پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه شناخته می‌شوند و بعد از دوکفه‌ای­های میتیلاستر بیشترین فراوانی را در بین میکروفسیل‌های پادگانه‌های دریاچه‌ی ارومیه دارند. از بین گاستروپودها هیدروبیدیا بیشتر در آب‌های شیرین دریاچه‌ها و رودخانه‌ها زندگی می‌کنند. ولی بعضی از آنها در آب‌های لب‌شور یا در حاشیه‌ی آب‌های لب‌شور و شیرین نیز یافته می‌شوند. تعداد کمی نیز در محیط‌های دریایی و بر روی بسترهای گلی یا ماسه‌ای و در بین جلبک‌ها و گیاهان دریا حضور دارند. هیدروبیدیای ساحلی عموماً در آب‌های ساحلی و یا لاگون­های لب‌شور در نزدیکی سواحل اروپا و شمال افریقا یافت شده‌اند (برنز، 1988). خانواده‌ی بیتینیدا از گاستروپودهای آب شیرین با یک مولاس گاستروپود آبزی است (بوچت و روکای، 2005). همچنین خانواده‌ی نریتید شامل جنس‌های دریایی همانند نری‌تا[71]، جنس‌هایی همانند نری‌تینا[72] در آب‌های شیرین و جنس‌های آب‌های لب‌شور و شیرین همانند تئودوکسوس[73] است و در آب‌های لب‌شور با شوری 1 درصد زندگی می‌کند. فریپوواند و ریدل (2009)، این گونه را در دریای خزر و خوشروان (2014) در رسوبات میانکاله (کانال خزینی) مشاهده نموده‌اند. دوکفه‌ای میتیلاستر لینتئوس نیز تقریباً در تمامی پادگانه‌ها و تمامی فراکسیون‌ها دیده می‌شود؛ که نمونه­ای از آنها در دریای خزر که دارای شوری 0. 5 تا 18 در هزار است، مشاهده ‌شده و بومی این منطقه به­ شمار می‌آید (مارجو و همکاران، 2005). میتیلاستر لینتئوس دوکفه‌ای از خانواده میتیلیدا است که تنها گونه­ی شناخته شده از این خانواده در دریای خزر است (علوی یگانه و کلباسی، 1385). تعلق این گونه‌ها به آب‌های شیرین و همچنین لب‌شور همانند دریای خزر نشان‌دهنده­ی این مسأله است که در زمان شکل­گیری پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه آب دریاچه حاوی آب‌های شیرین و آب‌های لب‌شوری بوده که شرایط را برای زیست بسیاری از گونه‌های گاستروپودا فراهم آورده است. همان‌طور که در جدول (2) مشاهده می‌شود، فرامین­فرا موجود در رسوبات پادگانه‌های دریاچه‌ای از لحاظ اندازه در فراکسیون‌های 500 میکرون، 250 میکرون و 125 میکرون قرار دارد. بیشترین فراوانی فرامین­فراها به ترتیب در فراکسیون‌های 125، 250 و 500 میکرون است. فرامین­فرا موجود در پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه در رده‌های بسیار کوچک طبقه‌بندی می‌شوند. کوچک بودن اندازه‌ای فرامین­فرا در پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه نشان ‌دهنده­ی شرایط محیطی آب دریاچه­ی ارومیه در زمان تشکیل پادگانه‌ها است. به ‌طور کلی با کاهش میزان شوری، نوع گونه‌ای فرامین­فراها به شدت دچار نقصان می‌شود. برادشاو (1955)، تأثیر تغییرات شوری را بر روی جنس آمونیا بررسی کرده و متوجه شده بود که با کاهش میزان شوری اندازه­ی صدف و همچنین ضخامت دیواره­ی کربناته‌ کلسیم در پوسته‌ی آن به شدت کاهش می‌یابد. کوچک بودن اندازه­ فرامین­فراها در پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه خود نشان‌دهنده­ی پایین بودن میزان شوری در محیط‌هایی است که پادگانه‌های دریاچه‌ای در آن رسوب‌گذاری نموده‌اند. تقریباً تمامی گونه‌های فرامین­فراهای موجود در رسوبات پادگانه‌های دریاچه‌ای دارای پوسته‌هایی هیالین هستند. این امر نیز نشان‌دهنده­ی پایین بودن میزان شوری در زمان تشکیل پادگانه‌ها است. سه جنس اصلی که در این مطالعات مورد شناسایی قرار گرفت، عبارتند از: آمونیا[74] و الفیدیم[75] و کریبرو الفیدیم[76]. تمامی این فرامین­فراها از نوع بنتیک هستند. آمونیا در عمق 35 سانتی‌متری و در شمال آمریکای شمالی در عمق 5 سانتی‌متری سطح رسوب زندگی می‌کند. بیشتر گونه‌های کریبرو الفیدیوم و به خصوص کریبرو الفیدیم گونتری[77] در محیط‌هایی با شوری پایین، در محیط‌های با شوری کم دلتای رودخانه فریزر[78] در بریتیش کلمبیا (پترسون[79]، جانسون[80]، 1992 و 1990) و در آب‌های کم‌عمق لب‌شور (10 در هزار) در دلتای می­سی­سی پی زندگی می‌کنند (پگ[81]، 1978). همه­ی این شواهد حکایت از تشکیل پادگانه‌های دریاچه‌ای در محیطی لب‌شور است.

 

شکل (12)  فراوانی میکروفسیل‌ها در پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه

- تأثیر تغییرات ارتفاع آب دریاچه­ی ارومیه بر شرایط زیستی

همانطور که در شکل (13) مشاهده می‌شود، همزمان با پایین بودن سطح آب دریاچه در پادگانه­ی دریاچه­ای جزیره اسلامی 1، سه میکروفسیل استراکد، فرامین­فرا و دوکفه‌ای میتیلاستر در لایه‌های رسوبی پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه مشاهده می‌شوند. با توجه به جدول (2) بیشترین تراکم میکروفسیل‌ها در فراکسیون‌های زیر 1 میلی­متر حضور دارند و حتی در فرامین­فرا محدود به فراکسیون‌های 500 میکرون و پایین‌تر است. فقدان گاستروپودهای هیدروبیا و تئودوکسوس که بیشترین تراکم آنها در فراکسیون‌های بالای 500 میکرون است و همچنین وجود سایر گونه‌ها تنها در فراکسیون‌های زیر 500 میکرون، نشان‌دهنده­ی این امر است که شرایط زیستی برای زندگی این­گونه در کم ارتفاع‌ترین پادگانه‌های دریاچه­ی ارومیه فراهم نبوده است. با بالا رفتن سطح آب دریاچه به ­خصوص در پادگانه‌هایی که بین سطوح ارتفاعی 1320 تا 1345 متر قرار گرفته‌اند، مشاهده می‌شود که تمامی فسیل‌ها و میکروفسیل‌های شناسایی‌شده در این مطالعه به حداکثر میزان گسترش خود از لحاظ فراوانی، تنوع گونه‌ها و همچنین اندازه­ی میکروفسیل می‌رسند. در بین پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه بیشترین فراوانی گاستروپودهای بزرگ‌تر از 1 و 2 میلی­متر را می‌توان در این سطوح ارتفاعی مشاهده نمود. فراوانی این حجم از میکروفسیل‌ها در این سطوح ارتفاعی، نشان‌دهنده­ی تغییر شرایط محیطی در زمان شکل‌گیری این پادگانه‌ها و مساعد شدن شرایط برای رشد گونه‌های مختلف است. از عوامل اصلی در گسترش این­گونه‌ها، همزمان با بالا آمدن سطح آب دریاچه، کاهش میزان شوری آب است که با کم شدن شوری آب، امکان حضور تمامی گونه‌ها به خصوص گاستروپودها فراهم آمده است. گاستروپودهای آب شیرین در پادگانه‌های ‌کم‌ارتفاع‌تر مشاهده نمی‌شدند، که این امر نشان‌دهنده­ی افزایش میزان شوری آب و احتمالاً افزایش دمای سطحی آب است که به ­تبع آن، امکان رشد گونه‌هایی با اندازه­ی بزرگ‌تر فراهم می‌آید. همچنین حضور میکروفسیل‌هایی با پوسته‌های هیالین می‌تواند نشانه‌های شرایط مساعد برای رشد این گونه‌ها در این سطوح ارتفاعی باشد. به منظور بررسی تغییرات میزان حجم آب دریاچه­ی ارومیه با توجه به تغییرات ارتفاعی سطح آب دریاچه و همچنین تأثیر این تغییرات بر گونـه­ی صدفی بررسی شـده در پادگانه­های دریاچه­ای ارومیه، تأثیر آن بر میزان شوری آب دریاچه با استفاده از مدل ارتفاعی رقومی تغییرات حجم آب دریاچه­ی ارومیه در گذشته بازسازی شد. متذکر می‌شود که اعداد به دست آمده در رابطه با شوری احتمالی بوده و می‌تواند با توجه به شرایط محیطی در زمان‌های گذشته تغییراتی داشته و این بازسازی شوری به منظور مقایسه شواهد زیست میکروفسیل‌های موجود در رسوبات پادگانه­های دریاچه­ای با شرایط احتمالی آب دریاچه از لحاظ شوری در زمان شگل­گیری پادگانه­ها می‌باشد. حجم آبگیر دریاچه­ی ارومیه در سطح آب­گیری 1271 به میزان 45/4 میلیارد متر مکعب و میزان شوری سطح آب دریاچه با توجه به شکل (2) در حدود 630 میلی گرم می‌باشد. با افزایش سطح آب دریاچه، حجم آب نیز به­تبع آن افزایش یافته و به­تدریج میزان شوری آب دریاچه کاهش می‌یابد. تقریباً تا ارتفاع 1296 سطح آب دریاچه در حد بسیار شور قرار دارد (24/51 میلی­گرم در لیتر)، ولی با افزایش میزان حجم آب، به­ تدریج میزان شوری کاهش یافته و در سطح ارتفاعی 1296 تا 1306 متری آب دریاچه میزان شوری آب دریاچه به 2/37 میلی­گرم در لیتر رسیده و شور می‌باشد. از سطح ارتفاعی 1306 تا 1316 شوری آب دریاچه­ی ارومیه به 27 میلی­گرم در لیتر کاهش یافته و موجب تبدیل آن به آب‌های لب شور می‌شود. این سطح ارتفاعی با داده­های فسیل‌شناسی ما هماهنگی دارد. با رسیدن سطح آب دریاچه به این سطح ارتفاعی به­تدریج شرایط برای زیست بندپایان، شکم­پایان و روزن­بران در دریاچه­ی ارومیه فراهم می‌شود. این سطح با مشاهده پادگانه­های دریاچه­ای در پایین‌ترین سطح ارتفاعی به خصوص پادگانه­ی خانه­ی برق در ارتفاع 1307 متر هماهنگ می‌باشد. از این سطح ­دریج شواهد فسیلی در پادگانه­های دریاچه­ای ارومیه افزایش می‌یابد. بیشترین فراوانی پادگانه­ها و همچنین افزایش میزان حضور میکروفسیل‌ها در بین سطوح ارتفاعی 1316 تا 1346 متر است. میزان شوری آب دریاچه­ی ارومیه از 1316 متر به بعد دوباره کاهش یافته و به 21 میلی­گرم در لیتر می‌رسد. این روند تا سطح بالاترین سطح ارتفاعی پادگانه­ها ادامه یافته و در بالاترین سطح ارتفاعی پادگانه­ها میزان شوری به 7/9 در هزار کاهش می‌یابد. با توجه به نتایج حاصل از این بررسی، شرایط شوری آب دریاچه با شرایط زیست فسیل‌ها و میکروفسیل‌های پادگانه­های دریاچه­ای ارومیه هم­خوانی دارد. شکل (14) تغییرات میزان شوری آب دریاچه­ی ارومیه با تغییرات ارتفاعی را نشان می‌دهد.

 

شکل (13) تغییرات ارتفاعی فراوانی میکروفسیل‌ها در پادگانه­های دریاچه­ای ارومیه

 

شکل (14) تغییرات میزان شوری دریاچه­ی ارومیه با افزایش ارتفاع

نتیجه­گیری

تمامی گونه‌های گاستروپود (هیدروبیا، بیتینیدا و تئودوکسوس) و دوکفه‌ای میتیلاستر در بسیاری از نمونه‌های رسوبی دیده می‌شود. فرامین­فراهای الفیدیوم و آمونیا تنها در فراکسیون‌های 125، 250 و 500 میکرون دیده می‌شوند. تعلق این‌گونه‌ها به آب‌های شیرین و همچنین لب‌شور همانند دریای خزر نشان­دهنده­ی این مسأله است که محیط رسوب‌گذاری پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه در آب‌های لب‌شور حاشیه‌ی دریاچه و همچنین آب‌های شیرینی است که در زمان رسیدن به پهنه­ی آبی شرایط را برای زیست گاستروپودها فراهم می‌آورد. علاوه بر آن با بالا آمدن سطح آب دریاچه میزان غلظت نمک محلول در آب دریاچه نیز کاهش می‌یابد. با توجه به برآوردهای انجام شده از حجم آب­گیری دریاچه­ی ارومیه در سطوح ارتفاعی گوناگون در زمان شکل‌گیری مرتفع‌ترین پادگانه­ی دریاچه‌ای شناسایی شده در دریاچه­ی ارومیه (دمیرچی در ارتفاع 96 متر بالاتر از سطح کنونی دریاچه­ی ارومیه)، حجم آب دریاچه به 29 برابر شرایط کنونی می‌رسد. این امر همزمان می‌تواند موجب کاهش میزان شوری دریاچه­ی ارومیه و حتی تبدیل محیط آبی به محیطی لب‌شور گردد و شرایط زیستی را برای رشد گونه‌های مختلف فراهم آورد. فرامین­فراهای موجود در رسوبات پادگانه‌های دریاچه‌ای از لحاظ اندازه در فراکسیون‌های 500 میکرون، 250 میکرون و 125 میکرون قرار دارد. بیشترین فراوانی فرامین­فراها به­ترتیب در فراکسیون‌های 125، 250 و 500 میکرون می‌باشد. فرامین­فراهای موجود در پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه در رده‌های بسیار کوچک طبقه‌بندی می‌شوند. کوچک بودن اندازه‌ای فرامین­فرا در پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه نشان­دهنده­ی شرایط محیطی آب دریاچه­ی ارومیه در زمان تشکیل پادگانه‌ها است. به­طور کلی با کاهش میزان شوری، نوع گونه‌ای فرامین­فراها به شدت دچار نقصان می‌شود. کوچک بودن اندازه­ی فرامین­فراها در پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه خود نشان­دهنده­ی پایین بودن میزان شوری آب‌های دریاچه­ی ارومیه در زمان تشکیل پادگانه‌های دریاچه‌ای بوده است. تقریباً تمامی گونه‌های فرامین­فراهای موجود در رسوبات پادگانه‌های دریاچه‌ای دارای پوسته‌هایی هیالین هستند. این امر نیز نشان­دهنده­ی پایین بودن میزان شوری محیط آبی در زمان تشکیل پادگانه‌ها است. سه جنس اصلی که در این مطالعات مورد شناسایی قرار گرفت عبارتند از آمونیا[82] و الفیدیم[83] و کریبرو الفیدیم[84]. تمامی این فرامین­فراها از نوع بنتیک هستند. استراکدها نیز به­عنوان یکی از شاخص‌ترین میکروفسیل‌های پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه شناخته می‌شوند. بعد از دوکفه‌ای­های میتیلاستر، استراکدها بیشترین فراوانی را در بین میکروفسیل‌های پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه به­خود اختصاص داده است.

با بالا رفتن سطح آب دریاچه به خصوص در پادگانه‌هایی که در بین سطوح ارتفاعی 1320 تا، 1345 متر قرار گرفته‌اند، مشاهده می‌شود که تمامی فسیل‌ها و میکروفسیل‌های بررسی شده در این مطالعه، به حداکثر میزان گسترش خود از لحاظ فراوانی، تنوع گونه‌ها و همچنین اندازه می‌رسند. در بین پادگانه‌های دریاچه‌ای ارومیه بیشترین فراوانی گاستروپود در فراکسیون بالای 1 و 2 میلی­متر را می‌توان در این سطوح ارتفاعی مشاهده نمود. فراوانی این حجم از پوسته­های صدف در این سطوح ارتفاعی نشان­دهنده­ی تغییر شرایط محیطی در زمان شکل‌گیری این پادگانه‌ها و مساعد شدن شرایط برای رشد گونه‌های مختلف می‌باشد. یکی از عوامل اصلی در گسترش این‌گونه‌ها همزمان با بالا آمدن سطح آب دریاچه، کاهش میزان شوری آب است که امکان حضور تمامی گونه‌ها به­خصوص گاستروپودها را فراهم می‌آورد. حضور و گسترش گاستروپودهای آب شیرین نشان­دهنده­ی کاهش میزان شوری آب و احتمالاً افزایش دمای سطحی آب است که به تبع آن، امکان رشد گونه‌هایی با اندازه­ی بزرگ‌تر، می‌تواند نشانه­هایی از شرایط مساعد برای رشد این‌گونه‌ها در زمان شکل‌گیری پادگانه‌ها باشد.

 

تشکر و قدردانی

این تحقیق با حمایت مالی سازمان زمین­شناسی و اکتشافات معدنی کشور و در مدیریت زمین­شناسی دریایی این سازمان به انجام رسیده است. از زحمات مدیر محترم دفتر بررسی‌های زمین­شناسی دریایی، آقای دکتر بهار فیروزی و سرکار خانم دهقان چناری، و همچنین ریاست محترم گروه فسیل­شناسی سازمان زمین­شناسی کشور سرکار خانم دکتر محتاط و آقای نریمانی تشکر و قدردانی می‌گردد.

 




[1]- Transgressions

[2]- Regressions

[3]- Ahnert

[4]- Arthropoda

[5]- Crustacea

[6]- Armstrong &  Brasier

[7]- Bate & Robinson

[8]- Deckker

[11]- Brusca

[12]- Jorgensen

[13]-Cyprididae

[14]- Candonidae

[15]- Limnocytheridae

[16]-torosa Cyprideis cf

[17]- Woilkinson & Gulakyan

[20]- Candona
Neglecta

[21]- Crogmaniana Turner

[22]- Gastropoda

[24]- Hydrobiidae

[25]- Horn-colored

[26]- Kabat

[27]- Hydrobidia Ventorosa

[29]- Ecrobia Grimmi

[30]- Ecrobia Truncata

[31]- Pseudamnicola Subpiscinalis

[32]- Macrophytes

[33]- Convex Whorls

[34]- Hydrobia Neglecta

[35]- Pseudamnicola

[36]- Pseudamnicola Subpiscinalis

[37]- Pseudobithynia Yildirimi

[38]- Gabbiella humerosa Kivuensis

[39]- Pseudamnicolinae

[40]- Neritimorpha

[41]- Neritopsina

[42]- Phylogenetic

[43] -Superorder

[44]- Subclass

[46]- Superfamily

[48]- Neritidae

[49]- Gill

[51]- Nerita

[52]- Neritina

[53]- Theodoxus

[54]-Theodoxus Pallasi

[55]-Ammonia

[56]- Elphidium

[57]- Cribro Elphidium

[58]- Ammonia Beccarii Var. Tepida

[59]- Umbilical Plugs and Beading, Fluting or Furrowing on Eithers

[60]- Elphidium

[61]- Elphidiidae

[62]- Cann & De Deckker

[63]- Boltovskoy

[64]- Wright

[65]- Cribroelphidium Gunteri

[66]- Fraser

[67]- Jonasson

[68]- Mytilidae

[69]- Mytiloida

[70]- Mytilaster Lineatus

 

[71]- Nerita

[72]- Neritina

[73]- Theodoxus

[74]- Ammonia

[75]- Elphidium

[76]- Cribro Elphidium

[77]- Cribroelphidium Gunteri

[78]- Fraser

[79]- Patterson

[80]- Jonasson

[81]- Poag

[82]-Ammonia

[83]- Elphidium

[84]- Cribro Elphidium

ـ آقا نباتی، علی (1385)، زمین­شناسی ایران، تهران: سازمان زمین­شناسی و اکتشاف معدنی کشور.
ـ شهرابی، م. (1372)، شرح زمین­شناسی چهارگوش ارومیه، مقیاس 1:250000 سازمان زمین­شناسی کشور.
ـ مغفوری، ایرج (۱۳۷۱)، رسوب­شناسی رسوبات پلیوستوسن گستره­ی دریاچه­ی ارومیه، پایان­نامه­ی کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شمال.
-Abbott, R.T. (1974), American Seashells, 2nd ed. Van Nostrand Reinhold: New York, NY (USA).
-Ahnert, F. (1996), Einführung in die Geomorphologie, Ulmer, Stuttgart.
-Arias, A.M. & Drake. P. (1995), Distribution and production of the polychaete Nereis diversicolor in a shallow coastal lagoon in the Bay of Cádiz (SW Spain), Cahiers de Biologie Marine, Vol. 36, PP 201-210.
-Bate, R.H. & Robinson, E. (1978), A Stratigraphical Index of British
Ostracoda, xiv+538 pp., 98 Plates, 54 Figs and 53 Tables. Liverpool: Seel House
Press
-Boltovsky, E., & Boltovsky, A. (1968), Foraminı´feros y Tecameba de la Parte Inferior del Rı´o Queque´n Grande, Provincia de Buenos Aires, Argentina: Museo Argentino de Ciencias Naturales ‘‘Bernardino Rivadavia, Instituto Nac¸ional de Invesigac ¸ion de las Ciencias Naturales, Revista, Hydrobiologia, Vol. 2, No. 4, P 12.
-Bouchet, P. (2014), Pseudamnicola Paulucci, 1878. Accessed through: World Register of Marine Species at http://www. marinespecies. org/aphia. php?p=taxdetails&id=153799 on 2014-11-24.
-BROWN, D.S. (1994), Freshwater Snails from Africa and Their Medical Importance, Edn 2. Taylor & F rancis, London.
-Brusca, R.C. & Brusca, G.L. (2003), Invertebrates, Second edition, Sinaure Associates, Sunderland, Massachusetts.
-Cann, J.H. & De Dekker, P. (1981), Fossil Quaternary and living foraminifera from Athalassic (Non-marine) Saline Lakes, SouthernAustralia: Journal of Paleontology, Vol. 55, No. 3, PP 660–670.
-Decker De P.; Colin, J.P. & Peypouquet, J.P. (1988), Ostracoda in the Earth Sciences, Elsevier, Amsterdam.
-Emmanuelle Geslin; Barras, C.; Pucci, F.; Leori, E.; Uplessy, J.C.; Michel, E.; Reichart, G. J.; Morigi, C.; Negri, A. & Jorissen, J. (2006),Laboratory studies on benthic foraminiferal ecology and geochemistry, Anu. Inst. Geocienc. Vol. 29, No. 1, Rio de Janeiro.
-Filippovand, Andrei & Riedel, Frank, (2009), The late Holocene ollusk Fauna of the Aral, Sea and its Biogeographical and Ecological Interpretation, Limnologica- Ecology and Management of Inland Waters, Vol. 39, No. 1, PP 67-85.
-Horne D.J. & Marten, K.S. (1998), An assessment of the Importance of Resting Eggs for the Evolutionary Success of Non-marine Ostracoda (Crustacea), In Luc Brendonck, Luc de Meester & Nelson Hairston, Evolutionary and Ecological Aspects of Crustacean Diapause, Advances in Limnology, 52. E. Schweizerbart. PP 549–561.
-Heip, Carlo (1976), The Life-cycle of Cyprideis Torosa (Crustacea, Ostracoda), Oecologia, 27. VII. 1976, Vol. 24, No. 3, PP 229-245.
-Jorgensen, B.C. (1990), Bivalve Filter Feeding: Hydrodynamics, Bioenergetics, Physiology and Ecology, Olsen and Olsen.
-Jonasson, K.E., & Patterson, R.T. (1992), Preservation Potential of Salt Marsh Foraminifera from the Fraser River Delta, British Columbia: Micropaleontology, Vol. 38, No. 3, PP 289–301.
-Kabat, Alan R. & Herhsler, Robert (1993), The Prosobranch Snail Family Hydrobiidae (Gastropoda: Rissooidea): Review of Classification and Supraspecific Taxa” (PDF). Smithsonian Contributions to Zoology, 547: PP 1–94. doi:10. 5479/si. 00810282. 547. Retrieved 13 February 2014.
-Kent, W.S. (1880), A Manual of the Infusoria: Bogue London, Vol. 1, PP 1–472.
-Khoshravan, Homayoun and Khoshravan, Arya (2014), Impact of Sea Level Change of Caspian Sea on Gastropods Temporal and Spatial Variation, International Journal of Marine Science, Vol. 4, No. 6, PP 67-73.
-Koen, Martens; Isa, Schön; Claude, Meisch & David, J. Horne (2008), Estelle V. Balian, Christian Lévêque, Hendrik Segers & Koen Martens, ed. "Freshwater Animal Diversity Assessment, Hydrobiologia, Developments in Hydrobiology (Springer) Vol. 198, PP 185–193.
-Marjo, Paavola; Sergej, Olenin & Erkki Leppa, koski, (2005), Are Invasive Species most Successful in Habitats of Low Native Species Richness across European Brackish Water Seas?, Estuarine, Coastal and Shelf Science 64 , PP 738-750.
-Ponder, W. & Lindberg, D.R. (1997), Towards a Phylogeny of Gastropod  Ollusks: An Analysis Using Morphological Characters, Zoological Journal of the Linnean Society, Vol. 119, No. 2, PP 83-265.
-Robin, J. Smith; Horst, Janz, & Ichiro, Okubo (2011), Recent Cyprididae and Ilyocyprididae (Crustacea: Ostracoda) from Lake Biwa, Japan, Including a Summary of the Lake's Ostracod fauna (PDF excerpt), Zootaxa 2874: PP 1–37.  
-Wilkinson, Ian P. & Serozh Z. Gulakyan (2010), Holocene to Recent Ostracoda of Lake Sevan, Armenia: Biodiversity and Ecological Controls, Stratigraphy, Vol. 7, No. 4, text-Figures 1-11, PP 301-315.