<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>هیدروژئومورفولوژی</title>
    <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/</link>
    <description>هیدروژئومورفولوژی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ارزیابی خطر زمین‌لغزش درحوضه‌ی آبریز اُنارچای مشکین شهر با استفاده از مدل‌ماباک (MABAC)</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_19754.html</link>
      <description>حوضه آبریز اُنارچای مشکین‌شهر با مساحت 36/122 کیلومتر‌مربع در استان‌ اردبیل، جنوب‌شرقی شهرستان مشکین‌شهر در موقعیت جغرافیایی بین ʺ 01 &amp;amp;acute;50 &amp;amp;deg;47 تا ʺ 16 &amp;amp;acute;55 &amp;amp;deg;47 طول شرقی و ʺ38 &amp;amp;acute;14 &amp;amp;deg;38 تا ʺ 06 &amp;amp;acute;34 &amp;amp;deg;38 عرض شمالی واقع شده است . این حوضه به دلیل ویژگی‌های خاص زمین‌شناسی، اقلیمی، ژئومورفولوژیکی پیوسته تحت تأثیر زمین‌لغزش بوده است. لذا، تحقیق حاضر با هدف پهنه‌بندی خطر زمین‌لغزش در این حوضه انجام شده‌است. روش مورد استفاده بر‌اساس مدل تصمیم‌گیری چند‌معیارۀ ماباک (MABAC) و در محیط‌های نرم‌افزاری EXCEL و GIS صورت گرفت. در راستای پهنه‌بندی زمین‌لغزش اُنارچای از 12 متغیر مهم موثر بر وقوع زمین‌لغزش: زمین‌شناسی‌، خاک‌شناسی‌، لیتولوژی، فاصله ‌از‌گسل‌، پوشش‌‌گیاهی، شیب، جهت شیب، طبقات‌ارتفاعی‌، بارش، فاصله ‌ازآبراهه‌، کاربری‌اراضی، فاصله ‌از‌جاده استفاده گردید. وزن‌دهی به معیارهای مورد بررسی در ماباک با استفاده از روش کریتیک (CRITIC) انجام شد. در نهایت، لایه‌های موضوعی مؤثر بر رویداد زمین-لغزش با توجه به وزن و ضرایب آن‌ها در محیط نرم‌افزار GIS با استفاده از روش ترکیب‌وزنی با یکدیگر ترکیب و نقشه نهایی پهنه‌بندی خطر زمین‌لغزش بدست آمد. با توجه به خروجی حاصل از بکارگیری روش ماباک، عوامل شیب،کاربری‌اراضی، لیتولوژی و زمین شناسی با کسب امتیاز بیشتری در رتبه‌های اول تا چهارم قرار گرفتند. بدین ترتیب از مجموع 36/122 کیلومتر مربعی مساحت حوضه، 72/22 کیلومتر‌مربع (50/18درصد )‌، 64/30کیلومتر‌مربع ( 25 درصد)، 10/29کیلومتر مربع (80/23درصد)، 26/20کیلومتر مربع (60/16درصد) و 64/19 کیلومتر‌مربع (10/16درصد) به ترتیب در کلاس‌های با خطر زمین‌لغزش خیلی‌زیاد، زیاد ، متوسط ، کم و خیلی‌کم قرار گرفتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر روند تغییرات کاربری اراضی / پوشش زمین بر وضعیت منابع آب زیرزمینی با استفاده از تصاویر ماهواره ای، GIS و GS+</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_20377.html</link>
      <description>هدف اصلی این تحقیق پایش سطح آب‌های زیرزمینی با استفاده از علم سنجش از دور و تصاویر ماهواره‌ای و رابطه آن با کاربری اراضی می‌باشد. به همین منظور ابتدا تصاویر مربوطه اخذ و پیش‌پردازش‌های لازم بر روی هر کدام اعمال شد. سپس نسبت به مدل‌سازی و طبقه‌بندی تصاویر اقدام شد. به منظور بررسی تغییرات کاربری اراضی، نقشه طبقه‌بندی شده کاربری ‌اراضی برای هر دو سال 2002 و 2023 با استفاده از روش طبقه‌بندی شی‌گرا استخراج شد و سپس به منظور بررسی تغییرات کاربری اراضی نقشه تغییرات کاربری ‌اراضی برای بازه زمانی 20 ساله استخراج شد. بعد از استخراج نقشه تغییرات کاربری اراضی به‌منظور انتخاب بهترین مدل درون‌یابی از بین مدل‌های مختلف، RBF، IDW و Kriging تمامی مدل‌ها مورد ارزیابی قرار گرفتند. در میان کاربری‌های تغییریافته، کاربری مسکونی یا همان منطقه شهری و روستایی افزایش داشته است. تقریباً در اکثر کاربری‌ها مناطق مسکونی رقم چشم‌گیری در حد خود بوده است که این نشان‌دهنده توسعه شهری و همچنین دخالت و تخریب انسان به منابع طبیعی را نشان می‌دهد. نتایج بررسی آب‌های زیرزمینی نشان داد بیش‌ترین میانگین تراز آب در سال 2003 برای کاربری منطقه آبی با 12/53 متر و منطقه مسکونی با 17/48 متر ثبت شده است و کم‌ترین میانگین تراز آب نیز برای محدوده زمین کشاورزی48/45 متر ثبت شده است. ودر سال 2023، بیش ترین میانگین تراز آب متعلق به کاربری منطقه آبی با 89/36 مترو باغات با مقدار 78/32 می‌باشد و کم‌ترین میانگین تراز آب ثبت ‌شده مربوط به کاربری منطقه مسکونی با 16/24 متر می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی کارایی مدل های الگوریتم جنگل تصادفی، حداکثر احتمال و ماشین بردار پشتیبانی در تشخیص تغییرات پهنه آبی دریاچه نئور و تاثیر این تغییرات در دمای سطح زمین 2022</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_17160.html</link>
      <description>تغییرات پوشش و کاربری زمین در اثر فعالیت های انسانی تاثیرات نامطلوبی بر محیط زیست بر جای گذاشته است. مناطق شرقی استان اردبیل نمونه بارز این پدیده به شمار می آید. هدف از این تحقیق تجزیه و تحلیل تغییرات مکانی و زمانی در پوشش و کاربری زمین و اثرات آن بر دمای سطح زمین در دریاچه نئور می باشد. برای برآورد کاربری و پوشش زمین از مدل های جنگل تصادفی (RTC)، مدل حداکثر احتمال (MLC) و ماشین بردار پشتیبانی(SVM) استفاده شده و کارایی هر کدام توسط ضریب کاپا برآورد گردیده و مشاهده شد که مدل SVM از بیشترین میزان ضریب کاپا ( 87/0) برخوردار است.  برای استخراج شاخص LST نیز از باندهای 6 لندست 5 و 10 لندست 8 بهره گرفته شده و مشاهده شد که بخش غربی دریاچه با افزایش دمای سطح زمین مواجه گردیده است. در طول دوره زمانی 2002، 2013 و 2022 تغییرات قابل توجهی در پهنه آبی دریاچه نئور و پوشش های گیاهی مجاور آن مشاهده شد. زمین های بایر بیشترین وسعت را در تمام دوره های مورد مطالعه داشته است. پوشش گیاهی بر اساس مدل SVM حدود 04/1 کیلومتر مربع افزایش یافته است. مساحت سطح دریاچه بر اساس مدل MLC در سال 2002 معادل 19/3 کیلومتر مربع برآورد گردید. مساحت پهنه آبی در مدل MLC در بازه زمانی 2002 تا 2022 حدود 56/1 کیلومتر مربع کاهش یافته و این میزان کاهش برای مدل های RTC و SVM به ترتیب معادل 67/0 و 69/0 کیلومتر مربع می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل سازی حساسیت خطر وقوع سیل با استفاده از تحلیل های مکانی چندمعیاره مطالعه موردی:بخشی از حوضه رودخانه قطور در شهرستان خوی</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_20461.html</link>
      <description>سیل یکی از بحران‌های طبیعی است که سالانه منجر به خسارات اقتصادی و مرگ بسیاری از مردم میگردد؛ در میان بلایای طبیعی، سیل مرگبارترین بحران می‌باشد گستردگی کشور ایران به همراه تنوع آب و هوایی و تغییرات مکانی زمانی بارندگی‌ها در حوضه‌های آبریز آن، هر ساله موجب وقوع سیل‌های عظیم در این کشور میگردد در سالهای اخیر،تغییرات در ویژگی‌های محیطی ،افزایش بارندگی ناشی از تأثیر تغییرات آب و هوایی، و تغییرات کاربری‌ها علت اصلی خطرات سیل بوده‌است. هدف تحقیق حاضر، پهنه‌بندی حساسیت خطر سیلابی حوضه شهرستان خوی می‌باشد. بدین منظور ابتدا با استفاده از تصاویر لندست و تکنیک طبقه‌بندی شی‌گرا استخراج شد و به کلاس‌های (اراضی کشاورزی و باغی، اراضی شوره زار، اراضی مسکونی، اراضی مراتع و بایر و برون زدهای سنگی طبقه‌بندی شدند. در مرحله بعد، با شناسایی عوامل موثر در ایجاد سیل منطقه و تهیه لایه‌های اطلاعاتی هر معیار در GIS، استاتداردسازی لایه‌ها با استفاده از تابع عضویت فازی، روش رتبه‌دهی و وزن‌دهی معیارها با استفاده از روش کرتیک و روش ANP با استفاده از نرم افزار سوپردسیژن و مدل‌سازی نهایی با استفاده از روش تحلیل چندمعیاره ANP انجام شد. سپس تحلیل حساسیت معیارها با استفاده از داده‌های‌آموزشی انجام شد. سپس با اعمال مراحل مختلف مدل بر روی نقشه‌ها، نقشه پهنه‌بندی حساسیت سیل حوضه منطقه در 5 طبقه با خطر بسیار زیاد تا خطر بسیار کم، استخراج گردید. روش فرایند تحلیل ANP بیشترین وزن را به 3 معیار(میزان بارش، خواص خاک و کاربری اراضی)وکمترین وزن را به معیار (جهت شیب) تخصیص داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر تغییرات پهنه آبی سد تهم در نوع کاربری اراضی و دمای سطح زمین با بهره گیری از شاخص های طیفی NDWI، MNDWI و AWEI و ماشین بردار پشتیبانی SVM در بازه زمانی 2002 تا 2023</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_18153.html</link>
      <description>تغییرات مکانی و زمانی آبهای سطحی بر ساختار و عملکرد اکوسیستم های منطقه سد تهم و همچنین توسعه کشاورزی، اقتصادی و اجتماعی در این منطقه تاثیر می گذارد. در این تحقیق به منظور تشخیص تغییرات طولانی مدت سد تهم در بازه زمانی 2002 تا 2023 از شاخص های MNDWI، AWEI و NDWI و مدل ماشین بردار پشتیبانی SVM استفاده شد. نتایج حاصل از شاخص AWEI نشان داد که مساحت پهنه سد در سال 2007 حدود 4/2 کیلومتر مربع بوده که در طول سال 2023 به 15/1 کیلومتر مربع کاهش یافته است. در شاخص MNDWI نیز در سال های 2007 و 2023 حجم آب به ترتیب معادل 6/2 و 17/1 کیلومتر مربع بوده است. نقشه NDWI کاهش 38/46 درصدی سطح پهنه آبی را از سال 2007 تا 2023 نشان می دهد. لیکن در شاخص AWEI این میزان کاهش معادل 9/47 بوده است. شاخص AWEI با مقادیر کاپای معادل 94/0 حدود پهنه های آبی را به درستی تشخیص داده است. بر اساس مدل SVM در این بازه زمانی میزان پوشش گیاهی با کاهش مواجه گردیده و از 8/0 کیلومتر مربع در سال 2002 به 07/0 کیلومتر مربع در سال 2023 کاهش یافت. میزان زمین های بایر تقریبا در این بازه زمانی کاهش یافته و معادل 57/4 کیلومتر مربع در سال 2023 بوده است. میزان حداکثر دمای سطح زمین در ماه جولای سال 2002 معادل 3/38 درجه سانتیگراد بوده و در ماه جولای سال 2023 به 4/28 درجه سانتیگراد رسیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تغییرات فرونشست زمین در آبخوان دشت ارومیه با استفاده از تکنیک تداخل‌سنجی تفاضلی (DInSAR)</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_20485.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل تغییرات فرونشست زمین و بررسی ارتباط آن با افت سطح آب زیرزمینی در آبخوان دشت ارومیه، با بهره‌گیری از تکنیک تداخل‌سنجی تفاضلی (DInSAR) و داده‌های ماهواره سنتینل-۱ طی دورۀ زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳، در محیط نرم‌افزار SNAP انجام شد. نتایج نشان داد بیشترین نرخ فرونشست در بخش‌های جنوبی محدوده مطالعاتی به میزان حدود ۹ سانتیمتر در سال رخ داده است. در مقابل، در بخش‌های شمالی، پدیده بالاآمدگی سطح زمین (فرازنشست) مشاهده گردید.همزمان، داده‌های هیدروژئولوژیکی ۲۳ چاه پیزومتری طی دوره ۱۳۸۱&amp;amp;ndash;۱۴۰۱ نشان‌دهنده افت شدید سطح آب زیرزمینی (بیش از ۱۳ متر) در طی دو دهه گذشته است. نکته برجسته تحقیق، وجود رابطه غیرخطی بین میزان افت آب و شدت فرونشست است. بر خلاف انتظار، بیشترین وسعت فرونشست در طبقات بالا در محدوده افت متوسط آب (۱.۵- تا ۳.۵- متر) و در طبقات بسیار بالا در محدوده افت کم آب (۰ تا ۱.۵- متر) رخ داده است. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که شدت فرونشست زمین لزوماً با میزان برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی ارتباط مستقیم ندارد. برخلاف انتظار، مناطق مرکزی و جنوبی با افت آب متوسط، بیشترین فرونشست را تجربه کرده‌اند، درحالی که مناطق شمالی با افت آب شدید، فرونشست ناچیزی داشته‌اند. این الگوی ناهمگون می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که ویژگی‌های زمین‌شناسی محلی احتمالاً نقش تعیین‌کننده‌تری در توزیع مکانی فرونشست دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و تغییرات کاربری اراضی بر روی فرسایش خاک گیوی چای با استفاده از مدل G2</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_18776.html</link>
      <description>فرسایش خاک یکی از چالش‌های مهم زیست‌محیطی است که به تخریب و کاهش کیفیت خاک منجر می‌شود. در این پژوهش، به بررسی تأثیر تغییرات کاربری اراضی بر فرسایش خاک در منطقه گیوی چای پرداخته شده است. استفاده از تصاویر ماهواره‌ای (ETM+7 ۲۰۱۰ و OLI ۲۰۲۲) به‌عنوان ابزار اصلی برای تحلیل تغییرات کاربری اراضی و ارزیابی فرسایش خاک، گام مؤثری در این راستا بوده است. تصاویر با استفاده از روش شی‌ءگرا طبقه‌بندی شده و کاربری‌های مختلف اراضی شناسایی شدند. کاربری‌ها شامل مناطق مسکونی، زمین‌های کشاورزی، زمین‌های بایر، باغ‌ها، پوشش گیاهی انبوه، متوسط و ضعیف و آب بودند. عوامل مؤثر در مدل G2 شامل R(فرسایندگی باران)، S (فرسایش‌پذیری خاک)، V (پوشش گیاهی)، T (توپوگرافی) و I (عامل تعدیل شیب) مورداستفاده قرار گرفتند. نقشه فرسایش خاک تهیه و تحلیل شد. نتایج نشان‌دهنده افزایش کاربری مناطق مسکونی و پوشش گیاهی ضعیف و کاهش کاربری باغ‌ها و پوشش گیاهی متوسط بود. این تغییرات به طور مستقیم بر فرسایش خاک تأثیر گذاشته‌اند. میزان فرسایش در سال ۲۰۲۲ نسبت به سال ۲۰۱۰ افزایش‌یافته و بیشترین فرسایش مربوط به کاربری زمین‌های کشاورزی و بایر است. نقشه نهایی فرسایش نشان‌دهنده مناطق با فرسایش بسیار زیاد و زیاد در کاربری زراعی، مراتع ضعیف و مناطق مسکونی بود. افزایش زمین‌های زراعی و بایر و کاهش پوشش گیاهی به‌عنوان عوامل اصلی ایجاد فرسایش خاک شناسایی شدند. پژوهش نشان می‌دهد که تغییرات کاربری اراضی به‌ویژه افزایش مناطق مسکونی و کشاورزی، تأثیر منفی بر فرسایش خاک دارد؛ لذا مدیریت پایدار اراضی و حفاظت از پوشش گیاهی می‌تواند به کاهش فرسایش خاک کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی هوشمند جریان رودخانه با ترکیب الگوریتم‌های فراکاوشی شیطان تاسمانی و شاهین دم‌قرمز در حوضه‌ی دهگلان کردستان</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_20447.html</link>
      <description>پیش‌بینی دقیق جریان رودخانه نقش مهمی در مدیریت منابع آب، به ویژه برای کاهش مخاطرات ناشی از سیل، هشدار خشکسالی و بهره‌برداری از مخازن سدها ایفا می‌کند. در این پژوهش از آمار 20 ساله ( از سال 1380 لغایت 1400) بارش، دبی رودخانه و دمای میانگین در مقیاس روزانه در حوضه آبریز دهگلان استان کردستان استفاده گردید. برای انتخاب ترکیب بهینه و سناریوهای مدل از مقادیر بارش (Pt)، دمای میانگین (Tt) و دبی از یک تا سه روز تاخیر (Qt-1 تا Qt-3) با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. جهت انجام مدل سازی و پیش بینی جریان رودخانه نیز از مدل‌های هیبریدی شبکه عصبی مصنوعی-شیطان تاسمانی (ANN-TDO)، ماشین بردار پشتیبان رگرسیونی- شاهین دم قرمز (SVR-RTH) و مدل یادگیری عمیق حافظه طولانی کوتاه‌مدت - شکارچیان دریایی (LSTM-MPA) استفاده گردد. سپس نتایج مدل سازی بر اساس معیارهای ارزیابی (R2-MAE-RMSE-KGE) مورد سنجش قرار گرفت. یافته‌های این پژوهش نشان داد که مدل‌های هیبردی تا حد بسیار خوبی دقت مدل‌های منفرد را بهبود بخشیدند. همچنین نتایج نشان داد که عملکرد مدل‌ها بسیاز نزدیک است اما مدل ANN-TDO نسب به سایر مدل‌ها عملکرد بهتری داشته است. همچنین این مدل در فاز آموزش توانست در سناریوهای یک تا پنج (M1 تا M5) به ترتیب 10.66، 40.25، 39.19، 79.45 و 82.44 درصد عملکرد مدل منفرد ANN را بهبود بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی هیدروگراف سیل بعد فراکتال و مدل های WinTR-55 ، NRCS، HEC-HMS حوضه سد کلان ملایر</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_20451.html</link>
      <description>یکی از روش‌های برآورد سیلاب در این حوضهها، استفاده ازروش مدل‌سازی هیدرولوژیکی است. هدف ازاین بررسی تحلیل دبی حداکثرسیلابی بعد فراکتال ‌و مدل‌های‌WinTR-55 ، NRCS، HEC-HMS در برخی زیرحوضه سد کلان ملایر همدان بااستغاده ازداده‌های ژئومورلوژی است‌. بررسی نشان می‌دهد‌ که در زیر حوضه Ac بین هیدروگراف های واحد NRCS و واحد بعد فراکتال تطابق قابل قبولی وجود دارد و خروجی مدل HEC-HMS نیز بیانگر این است که بین داده های مشاهداتی و خروجی مدل نیز در زیر حوضه Ac انطباق قابل قبولی وجود داردکه دربعد فراکتال وخروجی HEC-HMSبصورت یک هیدروگراف واحد NRCS مشاهده می‌شود‌. نتایج محاسبه دبی اوج با استفاده از روش هیدروگراف واحدژئومورفولوژی علیرغم وسعت کم و تغییرات کم پارامترهای ژئومورفولوژی حوضه نشان می‌دهد که مقادیر دبی اوج برآورد شده در روش GIUH با دبی‌های مشاهداتی و محاسباتی توسط مدل WinTR-55 اختلاف کمی دارند و به معنای آن است که پارامترهای ژئومورفولوژی نقش مهم و مؤثری در برآورد دبی اوج ایفا می‌کنند. بررسی‌ها ‌نشان داد که هیدروگرافهای مدل WinTR-55 در دوره بازگشت‌های پایین‌تر از 5 سال سنجش قابل قبولی را نسبت به دادههای مشاهداتی انجام می‌دهد و هرچقدر دوره بازگشت‌ها بیشتر می‌شود‌ از دقت مدل کاسته می‌شود بعلاوه مدل به مقادیر شماره منحنی CN حساسیت بیشتری نشان میدهدو بیانگر این است که‌ مدل برای زیرحوضه ها نتایج قابل قبولی ارائه داده و برای حوضه‌های بزرگ‌تر مناسب نمی‌باشند‌. بنابراین پیشنهاد میشود که‌ برای حوضه‌های کوچک ازمدل winTR-55 و بعد فراکتال با تراکم زهشکی بیشتر و دقیق‌تر‌استفاده شود</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مناسب‌ترین مکان‌های احداث سازه‌های آبخیزداری در مناطق مرطوب و نیمه‌مرطوب با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP)</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_20795.html</link>
      <description>مکان‌یابی احداث سازه‌های آبخیزداری به‌صورت سنتی و بر مبنای بازدیدهای صحرایی، مستلزم صرف هزینه و زمان زیاد است. در این پژوهش، جهت شناسایی مکان‌های مناسب اجرای اقدامات سازه‌ای آبخیزداری، از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شد. جهت انجام تحقیق سه حوضه آبریز آق‌اولر تالش، ماسوله فومن و توتکابن رودبار استان گیلان انتخاب ‌شدند. سپس با بهره‌گیری از نظرات کارشناسی، 21 معیار تاثیرگذار بر مکان‌یابی اقدامات سازه‌ای آبخیزداری در 8 دسته کلی مشخص و به صورت دودویی مقایسه ‌شده و نقشه‌های نهایی با سه طبقه بدون ‌پتانسیل، پتانسیل ‌متوسط و پتانسیل ‌بالا جهت احداث سازه تهیه‌ شد. نتایج نشان‌داد که معیارهای دبی، بارش، ارتفاع ‌رواناب و شیب، اهمیت بالایی در مکان‌یابی مناطق مناسب احداث سازه‌ دارند. صحت عملکرد این روش با استفاده از منحنی ‌مشخصه ‌عملکرد (ROC) تعیین و سطح زیر منحنی (AUC) برای حوضه‌های آق‌اولر، ماسوله و توتکابن به‌ترتیب برابر 945/0، 958/0 و 788/0 بدست ‌آمد. مقایسه مکان سازه‌ها با نتایج تحقیق نشان‌داد که به ترتیب 90 و 5/99 درصد سازه‌های سنگی&amp;amp;ndash;ملاتی و گابیونی در طبقه با پتاسیل ‌متوسط و بالای نقشه‌های حاصل ‌شده از این روش قرار گرفتند که موید دقت عملکرد این روش در تعیین مکان‌ مناسب احداث سازه‌های آبخیزداری است. بنابراین توصیه می‌شود سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور از این مدل به‌صورت سیستماتیک در طرح‌های مکان‌یابی سازه‌ها استفاده نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اثرات تغییر اقلیم بر دبی رودخانه با استفاده از مدل CMIP6، مطالعه موردی: ایستگاه هیدرومتری کشکان</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_20755.html</link>
      <description>پژوهش با هدف ارزیابی کمی و کیفی اثرات تغییرات اقلیم بر دبی رودخانه، ابتدا به مقایسه و انتخاب کارآمدترین مدل هوش مصنوعی هیبریدی(رگرسیون بردار پشتیبان -موجک، رگرسیون بردار پشتیبان &amp;amp;ndash;نهنگ و رگرسیون بردار پشتیبان &amp;amp;ndash;ازدحام ذرات) برای برآورد دقیق دبی بر اساس داده‌های تاریخی طی سالهای 2022-1992 می‌پردازد. در گام بعدی، از پیش‌بینی‌های اقلیمی مدل‌های گردش عمومی جو (GCMs) تحت سناریوهای مختلف انتشار گازهای گلخانه‌ای برای پیش‌بینی روند آتی دبی رودخانه طی سالهای 2043-2023 -استفاده می گردد. همچنین جهت مقایسه عملکرد مدلهای هیبریدی مورد بررسی از شاخص های آماری ضریب همبستگی، ریشه میانگین مربعات خطا، میانگین قدر مطلق خطا و ضریب نش ساتکلیف استفاده شد. نتایج حاصل از اریابی مدلهای هیبریدی نشان داد مدل رگرسیون بردار پشتیبان-موجک با بیشترین ضریب همبستگی 980/0 ، کمترین ریشه میانگین مربعات خطا 372/0 ، کمترین میانگین قدر مطلق خطا 174/0 و بیشترین ضریب نش ساتکلیف 985/0 عملکرد بهتری نسبت به سایر مدلهای مورد بررسی از خود نشان داده است. همچنین نتایج حاصل از ارزیابی مدل LARS-WG نشان داد که مدل Can ESM5.0 دماهای حداکثر و حداقل را به خوبی پیش‌بینی می‌کند، اما در تخمین بارش با خطا همراه است، در حالی که مدل BCC-CSM2-MR بارش بیشتری را در فصول گرم‌تر تخمین می‌زند. پیش‌بینی‌ها برای دوره 2023 تا 2043 تحت سناریوهای مختلف انتشار گازهای گلخانه‌ای SSP126 و SSP585 حاکی از افزایش دما، به ویژه در سناریوی انتشار بالای SSP585، و نوسانات نامشخص در میزان بارش است که این نوسانات بین مدل‌های مختلف نیز تفاوت قابل توجه</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل حساسیت‌پذیری زمین‌لغزش با استفاده از مدل‌های دو و چندمتغیره در شهرستان چالوس</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_20370.html</link>
      <description>در نواحی کوهستانی، حرکت توده‌ای و زمین‌‌لغزش به عنوان یک فرآیند فرسایشی مهم در نظر گرفته می‌شوند. مناطق شیب‌دار به لحاظ زمین‌شناسی و بوم‌شناسی حساس و شکننده هستند که منجر به وقوع زمین‌لغزش می‌شود.  زمین‌لغزش‌‌ها این منطقه را در برابر بسیاری از خطرات دیگر نیز آسیب‌پذیر می‌کند. هدف اصلی این تحقیق تهیه نقشه حساسیت‌پذیری زمین‌لغزش با استفاده از مدل‌های آماری دو متغیره (نسبت فراوانی و ارزش اطلاعات) و یک مدل چندمتغیره (رگرسیون لجستیک) و انتخاب مدل مناسب برای این کار در شهرستان چالوس است. اولین گام در این پژوهش تهیه نقشه پراکنش زمین‌لغزش‌ها و تعیین محل آن‌ها روی نقشه است. این کار با استفاده از تصاویر گوگل ارث و پیمایش زمینی انجام شد. نقشه‌های مربوط به عوامل موثر از منابع مختلف تهیه و وارد محیط GIS شد. مدل‌های نسبت فراوانی، ارزش اطلاعات و رگرسیون لجیستیک برای تهیه نقشه حساسیت زمین‌لغزش استفاده شدند. منحنی ROC و سطح زیر این منحنی برای ارزیابی دقت مدل‌ها استفاده شدند. مساحت زیر منحنی برای نسبت فراوانی، ارزش اطلاعات و رگرسیون لجستیک به ترتیب 705/0، 721/0 و 811/0 به دست آمد. مساحت‌ طبقه‌های حساسیت‌پذیری برای نقشه حساسیت‌پذیری تهیه شده با استفاده از رگرسیون محاسبه شدند. نتایج نشان می‌دهند که تقریباً ۴۴٪ از منطقه مطالعه در معرض حساسیت زیاد و خیلی زیاد زمین‌لغزش قرار دارد. مساحت محاسبه‌شده نشان می‌دهد که این منطقه به شدت مستعد زمین‌لغزش بوده و توجه به این پدیده بسیار ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه دمای سطح زمین با پوشش گیاهی و رطوبت سطحی در کاربری‌های اراضی در شهرستان کرمانشاه</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_20636.html</link>
      <description>دمای سطح زمین به عنوان یکی از عوامل کلیدی در کنترل فرآیندهای بیولوژیکی، شیمیایی و فیزیکی زمین، از اهمیت بالایی برخوردار است. دمای سطح زمین نه تنها تأثیر مستقیمی بر فرآیندهای طبیعی نظیر تبخیر، تبادل گازها و چرخه آب دارد، بلکه در بررسی تغییرات اقلیمی و الگوهای آب و هوایی نیز نقش بنیادی را بر عهده دارد. در این مطالعه رابطه دمای سطح زمین با پوشش گیاهی و رطوبت سطحی خاک درکاربری اراضی شهرستان کرمانشاه بررسی گردید. برای این منظور از تصاویر ماهواره‌ای لندست 8 با سنجندههای OLI و TIRS در سال های 2014، 2019 و 2024 استفاده شد. پس از انجام مراحل پردازش تصاویر، نقشه کاربری اراضی با روش طبقه بندی نظارت شده در محیط ارث انجین با روش SVM در هفت کلاس برای دوره ده ساله استخراج شد. همچنین دمای سطح زمین را با الگوریتم پنجره مجزا بدست آورده و ارتباط آن با پوشش گیاهی و رطوبت سطحی با روش های آماری بررسی شد. دقت طبقه بندی به روش SVM با بررسی داده‌های زمینی و تصاویر ماهواره ای سال های 2014، 2019 و 2024 بر حسب ضریب آماری کاپا به ترتیب 96/0 ، 97/0 و 97/0 و بر اساس صحت کلی 972/0 ، 970/0 و 977/0 به دست آمد. میانگین شاخص دمای سطح زمین 5/25 ، 5/25 و 5/26 درجه سانتی گراد، میانگین شاخص تفاضل نرمال شده پوشش گیاهی 19/0 ، 22/0 و 24/0 و میانگین شاخص نرمال شده رطوبت  04/0 ، 025/0- و 07/0- برآورد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه کارآیی روشهای AHP وANP در اکتشاف منابع آب کارست در استان خراسان جنوبی</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_20864.html</link>
      <description>در این پژوهش با روش تحلیل سلسله مراتبی، لایه‌های اطلاعاتی لیتولوژی، فاصله از گسل، شیب، جهت شیب، ارتفاع، فاصله از آبراهه، فاصله ازگسل و کاربری اراضی به عنوان نقشه‌های عامل در نظرگرفته شدند. همچنین به منظور استخراج مدل اکتشاف منابع آب کارست، شیپ فایل‌ها فراخوانی شدند. لایه‌های اطلاعاتی متفاوت در قالب پرسشنامه زوجی پارامترها با اعمال نظرات10 نفر از  اساتید ژئومورفولوژی به صورت نقشه‌ های معیار طبقه‌بندی شدند. درنهایت با توجه به اوزان به دست آمده در هر دو روش AHP وANP، نقشه نهایی اکتشاف منابع آب کارست در استان خراسان جنوبی بدست آمد. نتایج حاصله نشان داد که در روش AHP، 42درصد در طبقه خیلی کم توسعه یافته، 32درصد در طبقه کم توسعه یافته،‌17درصد در طبقه متوسط، 7درصد در طبقه توسعه زیاد و 2درصد در طبقه توسعه خیلی زیاد قرار گرفت. در روش ANP ،42درصد در طبقه خیلی کم توسعه یافته، 33 درصد در طبقه کم توسعه یافته،‌ 17 درصد در طبقه متوسط، 5/6 درصد در طبقه توسعه زیاد و4/1 درصد در طبقه توسعه خیلی زیاد قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد با مقایسه کارآیی دو روش با استفاده از اعتبارسنجی با لایه چاه و چشمه، روش ANP از اعتبار نسبتا بهتری برخوردار است، زیرا بعد از هم‌پوشانی، با استفاده از روش کمی، تعداد چاه و چشمه بیشتری بر روی مناطق کارست توسعه یافته و خیلی توسعه یافته قرار گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی پتانسیل سیل‌خیزی حوضه تنگوئیه با استفاده از پارامترهای مورفومتری و مدل‌های آماری</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_20925.html</link>
      <description>پارامترهای مورفومتری ضمن توصیف ویژگی‌های فیزیکی حوضه، پارامترهای کمّی سیلاب مانند، دبی، زمان وقوع، زمان تمرکز، زمان تأخیر و هیدروگراف سیل را کنترل می‌نمایند،  پژوهش حاضر سعی دارد پتانسیل سیلخیزی زیرحوضههای مختلف حوضه تنگوئیه را با استفاده از پارامترهای مورفومتری  ارزیابی نماید. بدین منظور بعد از تعیین زیرحوضه‌های مختلف، 15 پارامتر مورفومتری برای  آنها محاسبه گردید. سپس ارتباط بین پارامترهای مورفومتری و تعیین وزن تاثیر هر یک از آنها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و آنالیز مجموع وزنی WSA تحلیل شد. در مرحله بعد برای اولویت بندی زیرحوضه‌ها به منظور انجام عملیات آبخیزداری و کنترل سیلاب از شاخص اولویت بندی زیرحوضه‌ها (SWPI) استفاده شد که این شاخص بر اساس روش ترکیب خطی وزنی (WLS) محاسبه شد. در نهایت جهت گروه‌بندی زیرحوضه‌ها از آزمون آنالیز واریانس و آزمون آماری مقایسه میانگین‌ها استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که، بر اساس شاخص SWPI زیرحوضه شماره 1 (31/724) اولویت اول، زیرحوضه شماره2 (8/617) اولویت دوم و زیرحوضه شماره 3 (196/570) اولویت سوم را برای انجام فعایت‌های کنترل سیلاب به خود اختصاص داده‌اند. همچنین براساس شاخص CV، زیرحوضه شماره1 با میانگین امتیاز 13/2 بیشترین پتانسیل سیل‌خیزی را دارد. بعد از آن زیرحوضه شماره 3 با میانگین امتیاز 07/2 و زیرحوضه شماره 2 با میانگین امتیاز 8/1 در رده‌های بعدی قرار می-گیرند. نتایج آزمون مقایسه میانگین‌های دانکن نشان می‌دهد که اگر چه ارزیابی پارامترهای مورفومتری در ظاهر تفاوت‌هایی را بین زیرحوضه‌ها نشان می‌دهد اما از نظر آماری بین سه زیرحوضه اختاف معناداری وجود ندارد و هر سه در یک گروه قرار می‌گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پهنه بندی زمین لغزش در حوضه آبریز لنبران چای شهرستان ورزقان با استفاده از مدل MACBETH</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_20938.html</link>
      <description>ارزیابی زمین به منظور شناخت و پهنه‌بندی عرصه‌های حساس به حرکت‌های دامنه‌ای، از پژوهش‌های مربوط به ویژه ژئومورفولوژیست‌ها است. مساحت این حوضه در محدوده موردمطالعه 8226 هکتار می‌باشد. محدوده مورد مطالعه در بین مختصات جغرافیایی ً07 و َ20 و ˚46 تا َ30 و ˚46 طول‌های شرقی و ً17 و َ 28 و ˚38 تا ً 52 و َ33 و ˚38 عرض‌های شمالی قرارگرفته است. هدف اصلی این مطالعه شناسایی عوامل موثر در وقوع زمین لغزش و پهنه بندی نواحی مستعد زمین لغزش است. بنابراین برای ارزیابی و شناسایی مناطق پرخطر، از 9 فاکتور مؤثر در وقوع زمین‌لغزش شامل فاصله از آبراهه، لیتولوژی، خاک، شیب، جهت شیب، طبقات ارتفاعی، بارش، کاربری اراضی و فاصله از راه ارتباطی استفاده گردید. با استفاده از الگوریتم‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره، به ارزیابی و پهنه‌بندی خطر وقوع زمین‌لغزش پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که عامل شیب بیشترین وزن را دارد. بررسی نقشه پهنه بندی با استفاده از مدل MACBETH نشان می دهد که 58/4، 25/12، 01/25، 34/39 و 78/18 درصد از مساحت منطقه مورد مطالعه به ترتیب در پهنه های خطر خیلی زیاد، زیاد، متوسط، کم و خیلی کم قرار گرفته اند. نتایج ارزیابی عملکرد مدل MACBETH حاکی از دقت قابل‌قبول این مدل در پیش‌بینی پهنه‌بندی لغزش زمین است. مقدار سطح زیر منحنی (AUC) برای داده‌های آموزشی برابر با 86/0 و برای داده‌های اعتبارسنجی برابر با 88/0 به‌دست آمده است، که بیانگر عملکرد مناسب مدل در هر دو مجموعه داده و توانایی بالای آن در تفکیک نواحی مستعد لغزش از نواحی غیرمستعد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تخمین نرخ جابه‌جایی رودخانه‌‌ها بر اساس پایش تغییرات پیچان‌رودها با استفاده از تصاویر ماهواره‌‌ای سنتینل2</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_21080.html</link>
      <description>پایش تغییرات مورفولوژیکی رودخانه‌های پیچان‌رود، به‌ویژه در مناطق صعب‌العبور یا فاقد داده‌های میدانی، همواره با چالش‌های اجرایی روبرو بوده است. اگرچه فناوری سنجش از دور برای حل چالش‌های پیش رو راه‌حلی امیدبخش ارائه می‌دهد، اما بیشتر مطالعات پیشین بر رودخانه‌های عریض متمرکز بوده و کارایی آن برای رودخانه‌هایی با عرض متوسط کمتر از ۵۰ متر ارزیابی نشده است. این پژوهش با هدف ارزیابی دقت روش‌های سنجش از دور در تخمین نرخ جابه‌جایی و استخراج محور مرکزی رودخانه‌ها، با مطالعه موردی رودخانه اترک داخلی انجام شد. در این مطالعه، با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای سنتینل-۲ (در بازه زمانی ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۱)، شش شاخص طیفی(NDVI، NDWI، MNDWI،  AWEI، EWI، WIR) برای استخراج پهنه آبی بخشی از رودخانه اترک در محدوده روستاهای کرند و هوتن مورد مقایسه قرار گرفت. پس از پیش‌پردازش تصاویر، محور مرکزی رودخانه در محیط QGIS استخراج و دقت آن با استفاده از معیارهای RMSE، درصد اختلاف طول و تطابق فضایی با داده‌های مرجع گوگل ارث ارزیابی شد. نتایج واسنجی در سال ۲۰۱۶ نشان داد که شاخص MNDWI با دارا بودن کمترین خطا (RMSE=09/6 متر)، کمترین اختلاف طول (۰.۴۷ درصد) و بیشترین تطابق فضایی (13/94 درصد)، دقیق‌ترین شاخص برای استخراج محور مرکزی است. صحت‌سنجی این شاخص برای سال ۲۰۲۱ نیز عملکرد قابل قبول آن را با اختلاف طول 45/1 درصد و تطابق 95/85 درصد تأیید کرد. یافته‌ها به وضوح اثربخشی روش سنجش از دور و برتری شاخص MNDWI را در پایش کمّی و دقیق تغییرات مورفولوژیکی رودخانه‌های با عرض متوسط تأیید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی خطر سیل با استفاده از مدل UFRM : مطالعه موردی شهر مراغه</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_21265.html</link>
      <description>سیل یکی از پدیده های موجود در طبیعت بوده که از دیر باز، بشر شاهد وقوع آن می باشد .ضریب جریان  سیلاب ایجاد شده در اثر بارش روی یک حوضه به عوامل متعددی همچون توپوگرافی ، لیتولوژیکی و بطور کلی مشخصات حوضه و نیز مشخصات بارش باریده روی آن حوضه وابسته می باشد      نقشه های کاربری اراضی در سال های 1363 ،1383 و 1401شاهد کاهش اراضی باغی و افزایش ساخت وساز و ازبین رفتن حجم وسیعی از پوشش گیاهی منطقه بوده میزان میانگین بارشی براساس داده های گرفته شده از اداره آب و هوا شناسی استان اذربایجان شرقی با بیشترین مقدار با 968 میلی متر برای سال 1363 ،835 میلی متر برای سال 1383 و 771 میلی متر برای سال 1401 می باشد. براساس نتایج حاصل میزان نگه داشت آب در حوضه برای سال های 1363 ، 1383، 1401 برابر با 48/0درصد ، 37/0 درصد و 31/0  درصد می باشد. میزان آب جذب شده در حوضه به ترتیب سال های گفته شده بر حسب میلیون متر مکعب برابر با 32/13و01/12 و 56/10می باشد.حجم سیلاب برآورده شده برای سال های 1363، 1383 ،1401 به ترتیب برابر با 56/21، 96/31،  94/42  میلیون متر مکعب می باشد. میزان  خسارات ناشی ازسیل برای سال های 1363 ، 1383 ،1401  به ترتیب برابر با 7237 هزار دلار ،317908 هزار دلار و    884706 هزار دلار می باشد.به طور کلی تغییرات کاربری اراضی به طور قابل توجهی بر کاهش تاب آوری شهر مراغه در مقابل خطر سیل تاثیر دارد</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل سازی فرسایش خاک برای ازیابی طول شیب مناسب در مناطق مستعد خطر</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_21270.html</link>
      <description>فرسایش خاک یکی ازمهم ترین چالش‌های ‌ زیست محیطی است که مستقیم  بر پایداری سرزمین تاثیر می گذارد. در میان مدل های تجربی مختلف،  معادله جهانی اصلاح شده فرسایش خاک (RUSLE ) به عنوان یکی از معتبرترین ابزارها برای برآورد میانگین بلند مدت کمی میزان فرسایش به کار می‌رود.  دقت خروجی های این مدل به کیفیت و تفکیک مکانی مدل رقومی ارتفاع (DEM)، به ویژه در محاسبه عامل طول و شیب و دامنه (LS)، وابستگی زیادی دارد. این تحقیق با بهره گیری از رویکردهای زمین آماری و سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، مناسب ترین اندازه سلول DEM برای برآورد عامل LS در مدل سازی فرسایش خاک تعیین شد. چهار DEM با اندازه های 30، 50، 100 و 300 متر تولید و با استفاده از تحلیل نیم واریوگرام  و کریجینگ، وابستگی مکانی و دقت پیش بینی مورد ارزیابی قرار گرفت. تا تاثیراندازه سلول بر تنوع پذیری داده ها و دقت پیش بینی عامل LS بررسی شود. 
نتایج نشان داد که با افزایش اندازه سلول تا 50 متر، اثر ناگت کاهش یافته و وابستگی فضایی داده ها افزایش می یابد، در حالی که با افزایش بیشتر اندازه سلول، میزان تنوع مکانی و دقت مدل کاهش می یابد. بر اساس مقایسه پارامترهای زمین آماری  DEM ، با اندازه سلول 50 متر مناسب ترین تفکیک مکانی برای محاسبه عامل LS در منطقه مورد مطالعه تشخیص داده شد. یافته های این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی برای انتخاب بهینه تفکیک مکانی DEM در مطالعات فرسایش خاک و تحلیل های هیدرولوژیکی مشابه مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و تجزیه و تحلیل خطر فرونشست زمین در دشت شهرستان مرند با استفاده از منطق فازی</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_21276.html</link>
      <description>دشت مرند در استان آذربایجان شرقی به دلیل برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی، خشکسالی‌های متوالی و ویژگی‌های زمین‌شناسی نامساعد، در معرض خطر بالای فرونشست قرار دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی و پهنه‌بندی خطر فرونشست در دشت مرند، با استفاده از رویکرد منطق فازی در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجام شده است. لایه‌های مؤثر شامل افت سطح آب زیرزمینی، ضخامت و محیط آبخوان، تغذیه و تخلیه آبخوان، فاصله از گسل، ارتفاع، شیب، رطوبت خاک و کاربری اراضی، پس از فازی‌سازی با توابع عضویت مناسب، با عملگر گامای فازی ترکیب شدند. نتایج نشان داد که حدود 5/40 درصد از مساحت دشت (۲۴ درصد با خطر زیاد و 6/16 درصد با خطر بسیار زیاد) در معرض ریسک بالای فرونشست قرار دارد. پهنه‌های پرخطر عمدتاً در بخش‌های مرکزی، جنوب‌شرقی (اطراف شهرهای مرند و بناب جدید) و نیمه غربی دشت متمرکز هستند. تحلیل عوامل مؤثر حاکی از آن است که افت شدید سطح آب زیرزمینی (میانگین 7/4 متر در دهه گذشته)، ضخامت زیاد آبخوان (تا ۲۸۲ متر)، غلبه رسوبات ریزدانه رسی و سیلتی، تغذیه ناکافی آبخوان و فشار فعالیت‌های انسانی (کشاورزی ناپایدار و برداشت بی‌رویه) از عوامل کلیدی تشدیدکننده فرونشست در منطقه هستند. همچنین، مکانیسم غالب فرونشست در نیمه شرقی (برداشت شدید آب) و غربی (ترکیب تغذیه محدود و ویژگی‌های زمین‌شناسی نامساعد) متفاوت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برآورد نرخ فرونشست سطح زمین در دشت شهریار با استفاده از تکنیک تداخل‌سنجی راداری و تحلیل پارامترهای موثر بر آن</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_21343.html</link>
      <description>شناسایی مناطق در معرض فرونشست و برآورد نرخ آن نقش مهمی در مدیریت و کنترل این پدیده دارد.  در این پژوهش، از تکنیک تداخل‌سنجی راداری با دقت بالا از مناسب ترین روش‌های شناسایی و اندازه گیری میزان فرونشست می‌باشد. این تکنیک فاز گرفته از دو مجموعه داده رادار در دو زمان مختلف را مقایسه و با ایجاد اینترفروگرام، قادر به اندازه‌گیری تغییرات سطح زمین در دوره زمانی است. در این پژوهش به منظور شناسایی و اندازه‌گیری فرونشست در دشت شهریار از تصاویر راداری سنتینل 1 سال‌های 2016 و 2023 و به منظور پردازش اطلاعات از نرم‌‌افزار SARSCAPE استفاده شده است. به منظور پایش سطح آب زیرزمینی از داده های چاه‌های پیزومتری زیرزمینی منطقه مورد مطالعه برای هر 5 سال با روش درون یابی از مدل‌های کریجینگ که از دقت بسیار بالایی برخوردار است استفاده گردید. روش   K-Besselبا مقدار RMS 142/0، برای سال 2019 و روش Gaussian  با مقدار RMS 129/0، برای سال 2023 که دقیق‌ترین روش شناخته شدند، استخراج شد. طبق نتایج، بیشینه نرخ فرونشست در 7 سال در دشت شهریار، 28 سانتیمتر و میزان بالاآمدگی 10 سانتی‌متر برآورد شده است. رابطه بین فرونشست و تغییرات مقدار سطح آب‌های زیرزمینی نشان  داد که  در سال 2019 سطح آب 51/97 متر بوده است که در  طی 5 سال در سال 2023 به 51 /90 متر کاهش یافته است که این افت سطح آب زیرزمینی نشان می‌دهد که این افت سطح آب زیرزمینی منجر به فرونشست زمین در منطقه مورد مطالعه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد مدل‌های ماشین بردار پشتیبان و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی در ارزیابی حساسیت‌پذیری زمین‌لغزش</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_21450.html</link>
      <description>تهیه نقشه حساسیت زمین‌لغزش بخش ضروری ارزیابی‌های خطر زمین‌لغزش است که به کاهش خسارات ناشی از زمین‌لغزش در یک منطقه کمک می‌کند. هدف اصلی این تحقیق نقشه‌برداری حساسیت به زمین‌لغزش با استفاده از مدل‌های فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و ماشین بردار پشتیبان در شمال تهران است. تهیه نقشه پراکنش زمین‌لغزش‌ها و تعیین موقعیت آنها اولین مرحله در این تحقیق است. نقشه‌های مربوط به عوامل موثر از منابع مختلف تهیه و وارد محیط GIS شد. در نهایت وزن‌های محاسبه شده با استفاده از مدل‌های AHP و SVM به محیط نرم‌افزار ArcGIS برای تهیه نقشه حساسیت‌پذیری زمین‌لغزش وارد شدند.نتایج اولویت‌بندی عوامل موثر با استفاده از AHP نشان داد که عوامل ارتفاع، شیب و فاصله تا گسل بیشترین تاثیر بر وقوع زمین‌لغزش را در منطقه مورد مطالعه دارند. منحنی ROC و شاخص تراکم زمین‌لغزش (LDI) برای ارزیابی دقت مدل‌ها استفاده شدند. یافته‌ها نشان داد که دقت مدل SVM برای منطقه مورد مطالعه خیلی خوب و مدل AHP خوب بوده است. این نتایج نشان می‌دهد عوامل موثر بر وقوع زمین‌لغزش نیز به خوبی انتخاب شده‌اند که منجر به دقت قابل قبول مدل‌ها در تهیه نقشه حساسیت‌پذیری شده است. برای بررسی وضعیت کلی حساسیت منطقه مساحت چهار طبقه حساسیت برای هر دو مدل محاسبه شد. نتایج نشان داد بخش زیادی از منطقه دارای حساسیت زیاد نسبت به وقوع زمین‌لغزش است. طبقات حساسیت زیاد و بسیار زیاد به انتخاب مناطق با اولویت بالاتر برای تمرکز بر اقدامات مدیریتی و کنترل زمین‌لغزش کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت بندی سیل خیزی واحدهای هیدرولوژیک با استفاده از مدل MACBETH مطالعه موردی: حوضه آبریز ورزقان چای</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_21529.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف شناخت دقیق پتانسیل سیل‌خیزی در واحدهای هیدرولوژیک حوضه آبریز ورزقان‌چای و ارائه راهکارهای مدیریتی کارآمد، با بهره‌گیری از مدل تصمیم‌گیری چندمعیاره MACBETH  انجام شد. به‌منظور انجام این پژوهش، ۱۴ شاخص ژئومورفومتریک و اقلیمی برای تحلیل و ارزیابی میزان سیل‌خیزی زیرحوضه‌ها مورد بررسی قرار گرفت. این شاخص‌ها شامل مساحت، تعداد و رتبه آبراهه‌ها، طول آبراهه، تراکم و بافت زهکشی، شماره نفوذ، تناوب آبراهه، ضریب فشردگی، نسبت مدور بودن، ضریب شکل، میزان برجستگی، شیب و بارش می‌باشند. نتایج وزن‌دهی نهایی نشان داد که زیرحوضه‌های شماره 5، 11 و 2 به ترتیب با ضرایب 264/0، 184/0 و 145/0 بیشترین وزن را داشته و در نتیجه از بالاترین حساسیت سیل‌خیزی برخوردارند. در مقابل، زیرحوضه شماره ۷ با ضریب 0054/0 کمترین وزن را به خود اختصاص داده و کمترین میزان حساسیت به سیل را نشان می‌دهد. از مجموع 12 زیرحوضه ، به ترتیب 3 زیرحوضه در طبقه «خیلی زیاد»، 2 زیرحوضه در طبقه «زیاد»، 2 زیرحوضه در طبقه «متوسط»، 2 زیرحوضه در طبقه «کم» و 3 زیرحوضه در طبقه «خیلی کم» از نظر حساسیت به سیل‌خیزی قرار دارند. یافته های مکانی نشان می‌دهد که در حدود 83/268 کیلومترمربع از سطح حوضه در طبقات «زیاد» و «خیلی زیاد» قرار گرفته است که معادل 66 درصد کل مساحت حوضه می‌باشد. همچنین، 4/27 کیلومتر مربع از اراضی حوضه در طبقه «متوسط» قرار دارد که 7/6 درصد مساحت کل حوضه است. در مقابل، حدود 09/98 کیلومترمربع در طبقات «کم» و «خیلی کم» واقع شده که در مجموع 06/24 درصد منطقه مورد مطالعه را شامل می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پهنه‌بندی خطر سیلاب با استفاده از رویکرد تلفیقی GIS-AHPدر حوضه آبریز شهر بردسکن، استان خراسان رضوی، ایران</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_21571.html</link>
      <description>سیلاب یکی از مهم‌ترین مخاطرات طبیعی در مناطق خشک و نیمه‌خشک است که به‌ویژه در پی بارش‌های رگباری و تمرکز سریع رواناب، خسارات چشمگیری به سکونتگاه‌ها و زیرساخت‌ها وارد می‌کند. به همین دلیل شناسایی و پهنه‌بندی مناطق مستعد سیلاب نقش کلیدی در مدیریت خطر و برنامه‌ریزی فضایی دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی و پهنه‌بندی خطر سیلاب در حوضه آبریز بردسکن، از رویکرد ترکیبی سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) و فرآیند تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP) بهره گرفته است. در این مطالعه مجموعه‌ای از معیارهای هیدرولوژیکی، ژئومورفولوژیکی و محیطی شامل شیب، فاصله از آبراهه‌ها، تراکم زهکشی، کاربری اراضی، نفوذپذیری خاک و ویژگی‌های بارشی تحلیل شد و وزن هر معیار با روش AHP تعیین گردید. سپس با تلفیق لایه‌ها در محیط GIS، نقشه پهنه‌بندی خطر در پنج طبقه بسیار کم تا بسیار زیاد تهیه شد.
نتایج نشان می‌دهد که عوامل مرتبط با شبکه زهکشی و شرایط بارشی، به‌ویژه فاصله از آبراهه‌ها و بارش‌های کوتاه‌مدت، بیشترین تأثیر را در شکل‌دهی الگوی خطر سیلاب دارند. همچنین بخش‌های پایین‌دست و نواحی نزدیک آبراهه‌های اصلی، بالاترین پتانسیل وقوع سیلاب را نشان می‌دهند. ارزیابی مدل با استفاده از منحنی ROC و شاخص AUC برابر با 782/0، گویای عملکرد قابل قبول مدل در شناسایی مناطق سیلاب‌خیز است.
به‌طور کلی این پژوهش بیانگر آن است که ترکیب GIS و AHP حتی با وجود محدودیت داده‌های هیدرومتری، می‌تواند چارچوبی مؤثر برای تحلیل فضایی خطر سیلاب ارائه دهد و نقشه تولیدشده می‌تواند به‌عنوان مبنایی علمی برای مدیریت رواناب، برنامه‌ریزی کاربری اراضی و کاهش خسارات سیلاب در منطقه بردسکن مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی سری زمانی فرونشست زمین در دشت تبریز با استفاده از تکنیک تداخل‌سنجی راداری مبتنی بر خط مبنای کوتاه و ارتباط آن با آب‌های زیرزمینی</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_21587.html</link>
      <description>این‌‌‌ پژوهش با هدف ارزیابی پتانسیل  فرونشست زمین طی سال‌های 2017 تا 2024 در در دشت تبریز  به عنوان بخشی از حوضه آبریز دریاچه ارومیه انجام شد. جهت رسیدن به این هدف از تعداد 43 تصویر راداری ماهواره‌ی سنتینل1 مربوط به سازمان فضایی اروپا در بازه زمانی مذکور و تکنیک تداخل‌سنجی راداری با سری زمانی SBAS استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل سری زمانی تداخل‌سنجی، نشان می‌دهد که  منطقه مورد مطالعه در طی سال‌های 2017 تا 2024 ، بین ۹ تا 72- سانتیمتر جابجایی عمودی داشته است. بر این اساس می‌توان گفت که مناطق حاشیه‌ای دشت تبریز سالانه با بالاآمدگی حدود 1تا 3 سانتیمتر مواجه هستند که بیانگر تکتونیک فعال منطقه است. همچنین دشت تبریز نیز سالانه با حدود 10 سانتیمتر فرونشست مواجه است. نتایج آنالیز مکانی فرونشست رخ داده بیانگر این است که بیشترین میزان فرونشست مربوط به مناطق میانی دشت تبریز و بخش‌های شمالی جاده اصلی تبریز به سمت ارومیه بوده است. بررسی داده‌های سطح آب زیرزمینی نیز به روشنی نشان داد که افت شدید منابع آب زیرزمینی اصلی‌ترین محرک فرونشست است. مقایسه بین وسعت و الگوی فرونشست اتفاق افتاده در این منطقه، حاصل از نتایج تکنیک تداخل‌سنجی راداری و موقعیت و تراکم چاه‌های برداشت آب‌های زیرزمینی و سطح ایستابی در این دشت نشان می‌دهد که فرونشست درست در همان مناطقی که میزان افت سطح آب چاه‌ها زیاد است، اتفاق افتاده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ارتباط بین مولفه های توپوگرافیک (ارتفاع، شیب، جهت شیب) با سطح پوشش برف در حوضه آبریز قره سو</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_21590.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، تحلیل تغییرات زمانی–مکانی پوشش برف و تبیین ارتباط آن با مؤلفه‌های توپوگرافیکی شامل ارتفاع، شیب و جهت شیب در حوضه آبریز قره‌سو واقع در شمال‌غرب ایران است. در این راستا، داده‌های روزانه پوشش برف زمستانه (دی، بهمن و اسفند) سال‌های ۱۳۸۹، ۱۳۹۱، ۱۳۹۳، ۱۳۹۵، ۱۳۹۷، ۱۳۹۹، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۳ از محصول MODIS/061/MOD10A1 مبتنی بر شاخص NDSI در بستر Google Earth Engine استخراج شد. همچنین، داده‌های مدل رقومی ارتفاع SRTM با قدرت تفکیک مکانی ۳۰ متر برای تهیه نقشه‌های ارتفاع، شیب، جهت شیب و شاخص انحنا در محیط GIS مورد استفاده قرار گرفت و ارتباط پوشش برف با عوامل توپوگرافی از طریق تحلیل آماری ناحیه‌ای بررسی شد. نتایج نشان داد بیشترین میانگین مساحت پوشش برف مربوط به سال‌های 1390–1389 با حدود 32 کیلومتر مربع و کمترین مقدار مربوط به سال‌های 1401–1403 با حدود 12 کیلومتر مربع است. بررسی طبقات ارتفاعی بیانگر افزایش سطح پوشش برف تا ارتفاع رده چهارم ( 3181–3984) متر و کاهش آن در بالاترین ارتفاعات یعنی رده پنجم (3984–4788 متر) است که می‌تواند ناشی از سرمای شدید، تبدیل برف به یخ و تأثیر باد باشد. از نظر شیب، بیشترین میانگین سطح پوشش برف در شیب‌های تند (47–53 درصد) و کمترین مقدار در شیب‌های ملایم (کمتر از 11 درصد) مشاهده شد. به‌طور کلی، یافته‌ها نشان می‌دهد توپوگرافی نقش تعیین‌کننده‌ای در پراکنش مکانی برف پوش داشته و می تواند روند مشخص قابل انتظار را  مطابق با فصول و بارش کاملا تغییر دهد؛داده‌های  MODIS نیز توانایی لازم  برای پایش بلندمدت برف‌پوش دارا می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کمی‌سازی ناهمسانی توپوگرافی برای انتخاب تفکیک مکانی بهینه مدل رقومی ارتفاع در مدل‌سازی فرسایش خاک: چارچوبی زمین‌آماری</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_21763.html</link>
      <description>عامل توپوگرافی (LS) در مدل RUSLE به شدت به تفکیک مکانی مدل رقومی ارتفاع (DEM) وابسته است. پژوهش‌های پیشین اندازه سلول بهینه DEM را برای فواصل مختلف منحنی‌های میزان شناسایی کرده‌اند، اما تغییرات جهتی وابستگی فضایی (ناهمسانی توپوگرافی) بررسی نشده است. این پژوهش تأثیر ناهمسانی بر برآورد عامل LS و قابلیت شاخص‌های ناهمسانی به عنوان معیارهای تکمیلی انتخاب سلول DEM را بررسی می‌کند. چهار DEM با اندازه سلول‌های ۳۰، ۵۰، ۱۰۰ و ۳۰۰ متر از نقشه‌های توپوگرافی با فاصله منحنی‌میزان ۲۰ متر در منطقه کوالا یونگ (مالزی) تحلیل شدند. نیم‌واریوگرام‌های جهتی در چهار جهت (۰، ۴۵، ۹۰، ۱۳۵ درجه) با طول تأخیر ۳۰۰ متر محاسبه و پارامترهای اثر قطعی (C₀)، آستانه جزئی (C₁)، آستانه کل (C)، نسبت ناهمسانی (AR)، دقت (ε)، میانگین خطا (ME) و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) استخراج شدند. نتایج نشان داد ناهمسانی در DEM ۳۰ متر قوی‌ترین است (433/0=AR، 624/0=ε) و با درشت‌شدن سلول به ۳۰۰ متر به شرایط تقریباً همسان‌گرد (842/0=AR، 188/0=ε) می‌رسد. DEM ۵۰ متر بهترین تعادل را ارائه داد: بیشترین وابستگی فضایی (966/0=C₀/C)، حداکثر آستانه کل (1566/0)، دقت پیش‌بینی مطلوب (0332/0=ME، 2435/0=RMSE) و حفظ ساختار ناهمسانی (500/0=AR، 508/0=ε). در وضوح ۳۰ متر «ناهمسانی کاذب» ناشی از برازش افراطی مشاهده شد. چارچوب زمین‌آماری پیشنهادی، معیارهای همسان‌گرد و ناهمسان‌گرد را یکپارچه ساخته و قابلیت اطمینان برآورد عامل LS را افزایش می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تله‌های ساختاری: ارزیابی تأثیر دوگانه مورفولوژی و کمیت توسعه ساخت‌وسازها بر فراوانی رخداد گرد و غبار محلی و منطقه‌ای (مطالعه موردی:استان کرمان)</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_21765.html</link>
      <description>گرد و غبار یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی در مناطق خشک و نیمه‌خشک ایران است که پیامدهای گسترده‌ای برای سلامت عمومی، پایداری شهری و مدیریت محیط‌زیست دارد. با وجود مطالعات متعدد، اغلب پژوهش‌ها بدون تفکیک گرد و غبار با منشأ محلی و منطقه‌ای و بدون توجه همزمان به کمیت و مورفولوژی ساخت‌وسازهای شهری انجام شده‌اند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر همزمان کمیت و کیفیت (مورفولوژی و جهت‌گیری) توسعه ساخت‌وسازهای جدید بر گرد و غبار محلی و منطقه‌ای در استان کرمان انجام شد. داده‌های گرد و غبار از 11 ایستگاه سینوپتیک و داده‌های ساخت‌وساز از لایه GHSL برای دوره 2005– تا 2020 استخراج شد. برای تحلیل روابط، از رگرسیون دوجمله‌ای منفی  با اثرات ثابت استفاده شد.

نتایج نشان داد که انسداد مورفولوژیک ساخت‌وسازهای جدید، قوی‌ترین عامل افزایش فراوانی هر دو نوع گرد و غبار است، به‌گونه‌ای که جهت‌گیری نامناسب ساختمان‌ها موجب حبس آلاینده‌ها می‌شود. همچنین، آشفتگی سطح در مناطق کم‌تراکم، گرد و غبار محلی را به‌طور معناداری افزایش داد. در مقابل، کمیت کل ساخت‌وساز اثری دوگانه نشان داد؛ از یک سو از طریق تثبیت سطح گرایش به کاهش گرد و غبار محلی داشت و از سوی دیگر با افزایش زبری و انسداد تهویه، برخی رخدادها را تشدید کرد.

این یافته‌ها نشان می‌دهد که ساخت‌وسازهای جدید در استان کرمان می‌توانند به‌عنوان «تله‌های آلاینده» عمل کنند و مدیریت گرد و غبار صرفاً با کنترل حجم ساخت‌وساز امکان‌پذیر نیست. بنابراین، سیاست‌های شهری باید بر بهبود کیفیت طراحی آیرودینامیکی، جهت‌گیری ساختمان‌ها نسبت به باد غالب و تثبیت سطح در نواحی حساس تمرکز یابند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طبقه‌بندی اشکال و تحلیل مورفولوژیک پیچان‌رودها در رودخانه اترک: رویکردی مبتنی بر تلفیق چندزمانه داده‌های ماهواره‌ای و پهپادی با وضوح بالا (مطالعه موردی: بازه چات گنبد)</title>
      <link>https://hyd.tabrizu.ac.ir/article_21766.html</link>
      <description>این پژوهش با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای چندزمانه QuickBird 2005، SuperView 2019، Pléiades 2019  و داده‌های پهپادی 2024 به تحلیل مورفودینامیک و طبقه‌بندی اشکال پیچان‌رودهای رودخانه اترک در بازه چات گنبد استان گلستان پرداخته است. روش تحقیق مبتنی بر تفسیر بصری و تحلیل هندسی ۲۱ بازه پیچان‌رودی شناسایی‌شده و تفکیک چهار واحد اصلی ژئومورفولوژیک بوده است. یافته‌های کمی تحقیق نشان می‌دهد که الگوی هندسی رودخانه در حال پیچیده‌تر شدن است. تعداد کانال‌های مستقیم (با سینوزیته پایین) در سال ۲۰۰۵ دو مورد بودند که در سال ۲۰۲۴ کاملاً حذف شدند. در مقابل، کانال‌های با سینوزیته بالا (بیش از ۵/۱) از ۹ مورد در سال ۲۰۰۵ به ۱۰ مورد در سال ۲۰۲۴ افزایش یافته‌اند. بررسی ویژگی‌های هیدرولوژیکی و حجم رواناب سالانه نشان داد که سال ۱۳۹۷–۱۳۹۸ (۲۰۱۹) با ثبت حدود ۳۹۰ میلیون مترمکعب رواناب سالانه، یک رخداد حدی و بی‌سابقه در دوره مورد مطالعه بوده است؛ رخدادی که شامل یک سیلاب ۱۵روزه با دبی پیک ۱۰۸ مترمکعب بر ثانیه و حجم ۲۴ میلیون مترمکعب بوده و به‌عنوان یک نقطه عطف، همزمان با جهش ناگهانی در شدت و دامنه تغییرات ریخت‌شناختی رودخانه اترک عمل کرده است. در دوره پس از سیلاب (۲۰۱۹–۲۰۲۴)، افزایش و جابجایی اشکال رسوبی داخلی و توسعه تدریجی پوشش گیاهی پایدار بر روی این رسوبات مشاهده شد که بیانگر بازآرایی مورفودینامیک رودخانه و تطبیق آن با الگوهای پیچان‌رودی پیچیده‌تر است. این نتایج نشان‌دهنده پاسخ سریع و حساس رودخانه اترک به رویدادهای هیدرولوژیکی شدید و تشدید گذار از الگوهای ساده به پیچیده در بازه مطالعاتی است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
